بصیرت - بلموت آفابت


کدام کوتاهی زبان او را دراز کرده است؟! (یادداشت روز)


بان‌کی‌مون نیز مانند برخی دیگر از دبیران کل سابق و اسبق سازمان ملل متحد نشان داده است در اظهارنظر پیرامون مسائل بین‌المللی، از خود اختیاری ندارد و بدون اجازه آمریکا نه سخنی بر زبان می‌راند و نه قلمی بر کاغذ می‌چرخاند. از این زاویه، ادعای دیروز وی درباره نقض حقوق‌بشر در ایران،  ادعای تازه‌ای نیست. این ادعای بی‌پایه و اساس بارها از سوی دولتمردان آمریکایی و همتایان قبلی دبیرکل سازمان ملل متحد تکرار شده است. اما اظهارات اخیر بان‌کی‌مون حاوی نکته‌ای است که آن را از ادعاهای مشابه قبلی متمایز می‌کند. دبیرکل سازمان‌ ملل متحد می‌گوید «رئیس‌جمهور ایران نتوانسته است به وعده‌های انتخاباتی خود عمل کند»! بان‌کی‌مون در این اظهارنظر به گونه‌ای سخن می‌گوید که انگار دکتر‌روحانی در وعده‌ها و تبلیغات انتخاباتی خود به آمریکا و متحدانش تعهدی سپرده است که از عهده انجام آن برنیامده! و اکنون دبیرکل سازمان ملل با یادآوری آن «وعده‌»‌ها، آقای دکتر روحانی را مورد بازخواست قرار داده و به محاکمه کشیده است که چرا به وعده‌ها و تعهدات خود عمل نکرده است؟! این بخش از اظهارنظر اخیر بان‌کی‌مون فقط زبان‌درازی نسبت به مسائل داخلی جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه رئیس‌جمهور محترم کشورمان را به قول و قرار قبلی! و سپردن تعهد به آمریکا در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری متهم می‌کند! این دروغ بزرگ بان‌کی‌مون و تهمت ناروای دبیر کل بی‌سروپای سازمان ملل متحد به رئیس‌جمهور و ملت شریف ایران نابخشودنی‌تر از آن است که با محکوم کردن لفظی، این یا آن مسئول نظام برابری کرده و قابل جبران باشد. پاسخ‌هایی نظیر: «دخالت بی‌جای بان‌کی‌مون در امور داخلی کشورمان را محکوم می‌کنیم»! «دبیرکل سازمان‌ملل به جای اعتراض بی‌اساس خود به نقض حقوق بشر در ایران، بایستی به نقض آشکار حقوق بشر در آمریکا اعتراض کند»! «بان‌کی‌مون چرا در مقابل جنایات آمریکا  در زندان‌های گوانتانامو و ابوغریب سکوت کرده است»! و... اگرچه برخاسته از غیرت دینی و ملی مسئولان محترم کشورمان است و از این روی، لازم و ضروری است ولی نه فقط کافی نیست بلکه دور شدن از صورت مسئله و نادیده گرفتن موضوع اصلی است.
ادعای بان‌کی‌مون در محدوده بی‌پایه و اساس نقض‌حقوق‌بشر در ایران خلاصه نمی‌شود که پاسخ آن، تاکید بر رعایت حقوق‌بشر در کشورمان و اشاره به سکوت وی نسبت به نقض حقوق‌بشر در آمریکا و اروپا باشد، بلکه دبیرکل دست‌نشانده و بی‌شخصیت سازمان‌ملل‌متحد، رئیس‌جمهور محترم کشورمان را به تعهدات قبلی! و دادن وعده و وعیدهای پیش از انتخابات  به آمریکا و متحدانش متهم کرده است و این تهمت نابخشودنی را نمی‌توان  با لفاظی و تنها در قالب کلمات پاسخ داده و جبران کرد! واکنش در قبال تجاوز دشمن به حقوق ملت و تهمت ناروا به نظام اسلامی و رئیس‌جمهور و مردم آن بایستی از تناسب لازم با اقدام دشمن برخوردار باشد. در کلام‌خدا نیز تاکید شده است که اگر کسانی به شما تعدی کردند، آنان را به همان‌گونه مورد تعدی قرار دهید. یعنی پاسخ تعدی باید متناسب با آن باشد. نه اینکه، دبیر کل سازمان ملل برخلاف  وظیفه تعریف شده و قانونی خود، هویت اسلامی و انقلابی و سلامت انتخابات و شخصیت رئیس‌جمهور کشورمان را مخدوش اعلام کند و مسئولان ما تنها به ادای چند جمله در محکومیت وی بسنده کنند!... دراین‌باره اشاره به دو نکته ضروری است؛
1- با توجه به تهمت بزرگ و بی‌سابقه بان‌کی‌مون به رئیس‌جمهور و مردم شریف کشورمان، عذرخواهی رسمی وی از جمهوری اسلامی ایران کمترین و حداقل انتظاری است که باید از دبیرکل بی‌سروپای سازمان ملل‌متحد مطالبه کرد.

حضرت امام(ره) «رمزی کلارک» فرستاده ویژه جیمی کارتر رئیس‌جمهور وقت آمریکا را با بی‌اعتنایی تحقیرکننده از آسمان ترکیه بازگرداندند و به توصیه‌های برخی از لیبرال‌مآب‌ها که این اقدام را بیرون از عرف شناخته شده دیپلماتیک ارزیابی می‌کردند، وقعی ننهادند. در جریان میکونوس نیز سفرای کشورهای اروپایی به نشانه اعتراض خاک کشورمان را ترک کرده بودند و هنگامی که برای بازگشت به ایران اعلام آمادگی کردند، حضرت آقا با اقتداری مثال‌زدنی به سفیر آلمان که ترغیب‌کننده اصلی سفرای اروپایی برای خروج از ایران بود، اجازه بازگشت همزمان ندادند و این اقدام ایشان  اقتدار بیشتر جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین‌الملل را به دنبال داشت.
و اکنون، باید گفت؛ اهانت بان‌کی‌مون به نظام و ملت ایران به اندازه‌ای سنگین و غیرقابل توجیه است که اگر حاضر به عذرخواهی رسمی نباشد، جمهوری اسلامی ایران می‌تواند و حق دارد، حضور وی در جایگاه دبیر کلی سازمان ملل متحد را به رسمیت نشناسد. گفتنی است چندماه قبل و در پی اهانت وقیحانه وندی شرمن به مردم ایران پیشنهاد کرده بودیم که تیم محترم مذاکره‌کننده هسته‌ای کشورمان حضور وی را در مذاکرات ایران با کشورهای 5+1 نپذیرد. اگر این پیشنهاد که حق طبیعی و قانونی ایران بود به مرحله اجرا رسیده بود، بی‌تردید امروز شاهد اهانت‌های اخیر نبودیم.
صرفنظر از گروه اندک و کم‌شمار اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 که ننگ پاک نشدنی وطن‌فروشی و خیانت به  ملت را بر پیشانی خود دارند، توده‌های عظیم و چند ده میلیونی مردم ایران علی‌رغم سلیقه‌های سیاسی متفاوت و گاه متضادی که دارند، در مقابل تعدی و تجاوز بیگانگان به ایران اسلامی و یاوه‌سرایی آنان علیه تمامیت نظام و مسئولان و شخصیت‌های آن، یکپارچه‌ و غیرقابل نفوذ هستند و بدیهی است چه آنانی که به دکتر روحانی رأی داده‌اند و چه کسانی که نامزدهای دیگری را ترجیح داده بودند، آقای روحانی را رئیس‌جمهور ایران اسلامی می‌دانند و بی‌حرمتی دبیرکل سازمان ملل متحد که زبان آمریکا را به کام گرفته است برنمی‌تابند.
2- و اما، گلایه‌ای جدی و البته دوستانه از آقای دکتر روحانی و برخی از مدعیان حمایت از وی و شماری از دولتمردان نیز در میان است و آن خوشبینی غیرقابل توجیه آنان نسبت به آمریکا و مقامات آمریکایی است. یعنی خوشبینی نسبت به دشمن کینه‌توزی که آشکارا اعلام می‌کند براندازی جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یک هدف استراتژیک  در دستور کار خود دارد و از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، حتی یک مقطع کوتاه زمانی را نمی‌توان آدرس داد که از همه توان خود برای مقابله با ایران اسلامی و مردم این مرز و بوم استفاده نکرده و به صراحت بر این کینه‌توزی تاکید نورزیده باشد، از اظهارنظر واین برگر وزیردفاع - بخوانید جنگ - آمریکا که بعد از حمله به هواپیمای مسافربری ایران در آسمان خلیج‌فارس و اهدای نشان لیاقت و شجاعت به فرمانده ناو وینسنس، گفته بود ایران به عنوان یک ملت باید از میان برداشته شود! تا جدیدترین و تازه‌ترین نمونه‌های این خصومت نهادینه که همگان در جریان مذاکرات ایران با کشورهای 5+1 شاهد بوده‌اند، از جمله اهانت وندی شرمن که «فریبکاری» را بخشی از DNA مردم ایران دانسته بود! و رجزخوانی‌های دون‌کیشوت‌مآبانه اوباما درباره گزینه نظامی روی میز! و ادامه تحریم‌ها تا تغییر رفتار و سپس تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران، و... که حتی فهرست آن نیز به درازا می‌کشد و مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد بود.
اظهارات وقیحانه و تهمت‌ بزرگ بان‌کی‌مون به رئیس‌جمهور کشورمان که به آن اشاره شد، نباید برای جناب روحانی و دولتمردان ایشان کمترین تردیدی باقی گذاشته باشد که روی دیوار آمریکا و متحدانش نمی‌توان یادگاری نوشت، این واقعیت بدیهی‌تر از آن است که در پشت لبخندهای سالوسانه مقامات آمریکایی پنهان شدنی باشد. جناب روحانی سال‌ها در جایگاه و مسئولیت دبیری شورای عالی امنیت ملی حضور داشته و بعید است از این فرمول شناخته شده در سیاست خارجی بی‌خبر باشند که در دنیای امروز، سهم هر کس را به میزان قدرتی که دارد و اقتداری که به عرصه می‌آورد، می‌دهند و نه متناسب با چانه‌زنی‌های به غلط تعریف شده در پشت میز مذاکرات.
 و بالاخره باید از رئیس‌جمهور محترم پرسید؛ انتظار دارید دشمن با چه زبانی صریح‌تر از اتهامات اخیر دبیرکل سازمان ملل و یا اظهارات کینه‌توزانه و پی‌در‌پی مقامات آمریکایی اعلام کند که دشمنی و خصومت با اسلام و انقلاب و نظام اسلامی ایران را در ماهیت خود نهادینه کرده است؟ تا حضرتعالی و برخی از دولتمردان محترم کابینه شما به این فرمول غیرقابل خدشه و بارها در عرصه عمل به اثبات رسیده امام‌راحل(ره) و خلف حاضر ایشان باز گردید که «آمریکا شیطان بزرگ است» و
 «هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید».
حسین شریعتمداری

 

زمان: 2015-06-17 10:24:02

کدام کوتاهی زبان او را دراز کرده است؟! (یادداشت روز)


بان‌کی‌مون نیز مانند برخی دیگر از دبیران کل سابق و اسبق سازمان ملل متحد نشان داده است در اظهارنظر پیرامون مسائل بین‌المللی، از خود اختیاری ندارد و بدون اجازه آمریکا نه سخنی بر زبان می‌راند و نه قلمی بر کاغذ می‌چرخاند. از این زاویه، ادعای دیروز وی درباره نقض حقوق‌بشر در ایران،  ادعای تازه‌ای نیست. این ادعای بی‌پایه و اساس بارها از سوی دولتمردان آمریکایی و همتایان قبلی دبیرکل سازمان ملل متحد تکرار شده است. اما اظهارات اخیر بان‌کی‌مون حاوی نکته‌ای است که آن را از ادعاهای مشابه قبلی متمایز می‌کند. دبیرکل سازمان‌ ملل متحد می‌گوید «رئیس‌جمهور ایران نتوانسته است به وعده‌های انتخاباتی خود عمل کند»! بان‌کی‌مون در این اظهارنظر به گونه‌ای سخن می‌گوید که انگار دکتر‌روحانی در وعده‌ها و تبلیغات انتخاباتی خود به آمریکا و متحدانش تعهدی سپرده است که از عهده انجام آن برنیامده! و اکنون دبیرکل سازمان ملل با یادآوری آن «وعده‌»‌ها، آقای دکتر روحانی را مورد بازخواست قرار داده و به محاکمه کشیده است که چرا به وعده‌ها و تعهدات خود عمل نکرده است؟! این بخش از اظهارنظر اخیر بان‌کی‌مون فقط زبان‌درازی نسبت به مسائل داخلی جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه رئیس‌جمهور محترم کشورمان را به قول و قرار قبلی! و سپردن تعهد به آمریکا در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری متهم می‌کند! این دروغ بزرگ بان‌کی‌مون و تهمت ناروای دبیر کل بی‌سروپای سازمان ملل متحد به رئیس‌جمهور و ملت شریف ایران نابخشودنی‌تر از آن است که با محکوم کردن لفظی، این یا آن مسئول نظام برابری کرده و قابل جبران باشد. پاسخ‌هایی نظیر: «دخالت بی‌جای بان‌کی‌مون در امور داخلی کشورمان را محکوم می‌کنیم»! «دبیرکل سازمان‌ملل به جای اعتراض بی‌اساس خود به نقض حقوق بشر در ایران، بایستی به نقض آشکار حقوق بشر در آمریکا اعتراض کند»! «بان‌کی‌مون چرا در مقابل جنایات آمریکا  در زندان‌های گوانتانامو و ابوغریب سکوت کرده است»! و... اگرچه برخاسته از غیرت دینی و ملی مسئولان محترم کشورمان است و از این روی، لازم و ضروری است ولی نه فقط کافی نیست بلکه دور شدن از صورت مسئله و نادیده گرفتن موضوع اصلی است.
ادعای بان‌کی‌مون در محدوده بی‌پایه و اساس نقض‌حقوق‌بشر در ایران خلاصه نمی‌شود که پاسخ آن، تاکید بر رعایت حقوق‌بشر در کشورمان و اشاره به سکوت وی نسبت به نقض حقوق‌بشر در آمریکا و اروپا باشد، بلکه دبیرکل دست‌نشانده و بی‌شخصیت سازمان‌ملل‌متحد، رئیس‌جمهور محترم کشورمان را به تعهدات قبلی! و دادن وعده و وعیدهای پیش از انتخابات  به آمریکا و متحدانش متهم کرده است و این تهمت نابخشودنی را نمی‌توان  با لفاظی و تنها در قالب کلمات پاسخ داده و جبران کرد! واکنش در قبال تجاوز دشمن به حقوق ملت و تهمت ناروا به نظام اسلامی و رئیس‌جمهور و مردم آن بایستی از تناسب لازم با اقدام دشمن برخوردار باشد. در کلام‌خدا نیز تاکید شده است که اگر کسانی به شما تعدی کردند، آنان را به همان‌گونه مورد تعدی قرار دهید. یعنی پاسخ تعدی باید متناسب با آن باشد. نه اینکه، دبیر کل سازمان ملل برخلاف  وظیفه تعریف شده و قانونی خود، هویت اسلامی و انقلابی و سلامت انتخابات و شخصیت رئیس‌جمهور کشورمان را مخدوش اعلام کند و مسئولان ما تنها به ادای چند جمله در محکومیت وی بسنده کنند!... دراین‌باره اشاره به دو نکته ضروری است؛
1- با توجه به تهمت بزرگ و بی‌سابقه بان‌کی‌مون به رئیس‌جمهور و مردم شریف کشورمان، عذرخواهی رسمی وی از جمهوری اسلامی ایران کمترین و حداقل انتظاری است که باید از دبیرکل بی‌سروپای سازمان ملل‌متحد مطالبه کرد.

حضرت امام(ره) «رمزی کلارک» فرستاده ویژه جیمی کارتر رئیس‌جمهور وقت آمریکا را با بی‌اعتنایی تحقیرکننده از آسمان ترکیه بازگرداندند و به توصیه‌های برخی از لیبرال‌مآب‌ها که این اقدام را بیرون از عرف شناخته شده دیپلماتیک ارزیابی می‌کردند، وقعی ننهادند. در جریان میکونوس نیز سفرای کشورهای اروپایی به نشانه اعتراض خاک کشورمان را ترک کرده بودند و هنگامی که برای بازگشت به ایران اعلام آمادگی کردند، حضرت آقا با اقتداری مثال‌زدنی به سفیر آلمان که ترغیب‌کننده اصلی سفرای اروپایی برای خروج از ایران بود، اجازه بازگشت همزمان ندادند و این اقدام ایشان  اقتدار بیشتر جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین‌الملل را به دنبال داشت.
و اکنون، باید گفت؛ اهانت بان‌کی‌مون به نظام و ملت ایران به اندازه‌ای سنگین و غیرقابل توجیه است که اگر حاضر به عذرخواهی رسمی نباشد، جمهوری اسلامی ایران می‌تواند و حق دارد، حضور وی در جایگاه دبیر کلی سازمان ملل متحد را به رسمیت نشناسد. گفتنی است چندماه قبل و در پی اهانت وقیحانه وندی شرمن به مردم ایران پیشنهاد کرده بودیم که تیم محترم مذاکره‌کننده هسته‌ای کشورمان حضور وی را در مذاکرات ایران با کشورهای 5+1 نپذیرد. اگر این پیشنهاد که حق طبیعی و قانونی ایران بود به مرحله اجرا رسیده بود، بی‌تردید امروز شاهد اهانت‌های اخیر نبودیم.
صرفنظر از گروه اندک و کم‌شمار اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 که ننگ پاک نشدنی وطن‌فروشی و خیانت به  ملت را بر پیشانی خود دارند، توده‌های عظیم و چند ده میلیونی مردم ایران علی‌رغم سلیقه‌های سیاسی متفاوت و گاه متضادی که دارند، در مقابل تعدی و تجاوز بیگانگان به ایران اسلامی و یاوه‌سرایی آنان علیه تمامیت نظام و مسئولان و شخصیت‌های آن، یکپارچه‌ و غیرقابل نفوذ هستند و بدیهی است چه آنانی که به دکتر روحانی رأی داده‌اند و چه کسانی که نامزدهای دیگری را ترجیح داده بودند، آقای روحانی را رئیس‌جمهور ایران اسلامی می‌دانند و بی‌حرمتی دبیرکل سازمان ملل متحد که زبان آمریکا را به کام گرفته است برنمی‌تابند.
2- و اما، گلایه‌ای جدی و البته دوستانه از آقای دکتر روحانی و برخی از مدعیان حمایت از وی و شماری از دولتمردان نیز در میان است و آن خوشبینی غیرقابل توجیه آنان نسبت به آمریکا و مقامات آمریکایی است. یعنی خوشبینی نسبت به دشمن کینه‌توزی که آشکارا اعلام می‌کند براندازی جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یک هدف استراتژیک  در دستور کار خود دارد و از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، حتی یک مقطع کوتاه زمانی را نمی‌توان آدرس داد که از همه توان خود برای مقابله با ایران اسلامی و مردم این مرز و بوم استفاده نکرده و به صراحت بر این کینه‌توزی تاکید نورزیده باشد، از اظهارنظر واین برگر وزیردفاع - بخوانید جنگ - آمریکا که بعد از حمله به هواپیمای مسافربری ایران در آسمان خلیج‌فارس و اهدای نشان لیاقت و شجاعت به فرمانده ناو وینسنس، گفته بود ایران به عنوان یک ملت باید از میان برداشته شود! تا جدیدترین و تازه‌ترین نمونه‌های این خصومت نهادینه که همگان در جریان مذاکرات ایران با کشورهای 5+1 شاهد بوده‌اند، از جمله اهانت وندی شرمن که «فریبکاری» را بخشی از DNA مردم ایران دانسته بود! و رجزخوانی‌های دون‌کیشوت‌مآبانه اوباما درباره گزینه نظامی روی میز! و ادامه تحریم‌ها تا تغییر رفتار و سپس تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران، و... که حتی فهرست آن نیز به درازا می‌کشد و مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد بود.
اظهارات وقیحانه و تهمت‌ بزرگ بان‌کی‌مون به رئیس‌جمهور کشورمان که به آن اشاره شد، نباید برای جناب روحانی و دولتمردان ایشان کمترین تردیدی باقی گذاشته باشد که روی دیوار آمریکا و متحدانش نمی‌توان یادگاری نوشت، این واقعیت بدیهی‌تر از آن است که در پشت لبخندهای سالوسانه مقامات آمریکایی پنهان شدنی باشد. جناب روحانی سال‌ها در جایگاه و مسئولیت دبیری شورای عالی امنیت ملی حضور داشته و بعید است از این فرمول شناخته شده در سیاست خارجی بی‌خبر باشند که در دنیای امروز، سهم هر کس را به میزان قدرتی که دارد و اقتداری که به عرصه می‌آورد، می‌دهند و نه متناسب با چانه‌زنی‌های به غلط تعریف شده در پشت میز مذاکرات.
 و بالاخره باید از رئیس‌جمهور محترم پرسید؛ انتظار دارید دشمن با چه زبانی صریح‌تر از اتهامات اخیر دبیرکل سازمان ملل و یا اظهارات کینه‌توزانه و پی‌در‌پی مقامات آمریکایی اعلام کند که دشمنی و خصومت با اسلام و انقلاب و نظام اسلامی ایران را در ماهیت خود نهادینه کرده است؟ تا حضرتعالی و برخی از دولتمردان محترم کابینه شما به این فرمول غیرقابل خدشه و بارها در عرصه عمل به اثبات رسیده امام‌راحل(ره) و خلف حاضر ایشان باز گردید که «آمریکا شیطان بزرگ است» و
 «هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید».
حسین شریعتمداری

 

زمان: 2015-06-17 10:24:02

اختلاف ۱۰ هزار میلیارد تومانی رئیس‌جمهور و وزیر اقتصاد در آمار کسری بودجه یارانه‌ها

فارس گزارش می‌دهد

بین گزارش رئیس‌جمهور و وزیر اقتصاد درباره میزان کسری منابع یارانه نقدی بین ۱۰ تا ۱۲ هزار میلیارد تومان تفاوت وجود دارد و در عین حال هر دو گزارش با قانون بودجه ۹۲ مطابقت ندارد.

خبرگزاری فارس: اختلاف ۱۰ هزار میلیارد تومانی رئیس‌جمهور و وزیر اقتصاد در آمار کسری بودجه یارانه‌ها
\

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، مسئولان دولتی همچنان می‌گویند برای پرداخت یارانه نقدی با کمبود منابع گسترده‌ای مواجه هستند. حدود دو ماه قبل، علی‌ طیب‌نیا وزیر اقتصاد درباره میزان کسری منابع یارانه نقدی گفته بود: «مجموع پرداخت‌های نقدی 42 هزار میلیارد تومان است در حالی که درآمدهای دولت از محل افزایش قیمت حامل‌های انرژی در سال 92، 28 هزار میلیارد تومان است.» وی همچنین با بیان اینکه طبق قانون 50 درصد افزایش قیمت‌های حامل‌های انرژی باید صرف پرداخت نقدی شود، افزوده است: «بنابراین باید در سال جاری 14 هزار میلیارد تومان برای یارانه‌های نقدی پرداخت شود. مسلم است که فاصله 14 تا 42 هزار میلیارد تومان منابعی خواهد بود که به‌صورت خارج از قانون هدفمندی یارانه‌ها باید تأمین شود.»

اخیرا نیز رئیس جمهور هم در مصاحبه تلویزیونی با شبکه یک و هم در گزارش مکتوب اقتصادی 100 روزه به مردم، ضمن اشاره به کسری بودجه هدفمندی یارانه ها، اعداد دیگری را به عنوان مقادیر این کسری مطرح کرده است.

در این گزارش مکتوب آمده است: «دولت هر ماه 3500 میلیارد تومان به حساب خانوارها واریز می کند که نزدیک 1000 میلیارد تومان از محل  بودجه عمومی به آن اختصاص پیدا می کند و علاوه بر آن باز هم در هرماه با کسری بین 300 تا 500 میلیارد تومان مواجه است. معنای دقیق این ارقام آن است که یارانه‌های پرداختی به خانوارها دارای کسری حدودا 45 درصدی است. این کسری تا کنون با استقراض 5700 میلیارد تومان از بانک مرکزی و فشار مضاعف بر شرکت‌های نفت و گاز، تامین شده است.»

به عبارت دیگر، وزیر اقتصاد معتقد است که کسری بودجه برای پرداخت یارانه های نقدی، 28 هزار میلیارد تومان در سال جاری (یعنی ماهیانه 2500 میلیارد تومان) است ولی رئیس جمهور معتقد است که این کسری بودجه ماهیانه بین 1300 تا 1500 میلیارد تومان یعنی 15 هزار و 600 تا 18 هزار میلیارد تومان در سال جاری است.

به عبارت دیگر، بین آمارهای رئیس جمهور و وزیر اقتصاد، 10 تا 12.4 هزار میلیارد تومان اختلاف وجود دارد!

حال مناسب است که نگاهی  به قانون بودجه سال 92 بیاندازیم و به بررسی این موضوع بپردازیم که با توجه به آمارهای ارائه شده توسط رئیس جمهور و وزیر اقتصاد و متن این قانون، میزان کسری بودجه دولت برای پرداخت یارانه های نقدی در سال جاری چه میزان است؟

منابع درآمدی پرداخت یارانه نقدی در قانون بودجه 1392

در بندهای 80 و 81 قانون بودجه 92 درباره هدفمندی یارانه‌ها آمده است:

80- درآمد حاصل از اجرای قانون هدفمندکردن یارانه‌ها در سال 1392 تا مبلغ پانصد هزار میلیارد ریال شامل موارد ذیل است:

80-1- تا مبلغ سیصد و هشتاد و هشت هزار میلیارد ریال به‌صورت ماهانه و متوازن از محل اصلاح قیمتهای مواد(1) و (3) قانون هدفمندکردن یارانه‌ها مصوب 15 دی 88

80-2- تا مبلغ یکصد و دوازده هزار میلیارد ریال یارانه‌های نان، برق و سایر کالاها و خدمات مندرج در این قانون

تبصره 1- در اجرای این بند اختصاص و پرداخت هرگونه وجهی برای اجرای قانون هدفمندکردن یارانه‌ها، غیر از وجوه حاصل از محل اصلاح قیمت حاملهای انرژی و سایر کالاها و خدمات موضوع قانون هدفمندکردن یارانه‌ها و یارانه‌های موضوع این قانون، ممنوع است.

تبصره 2- رقم درآمدی حاصل از اجرای قانون برای دوازده ماه است و باید از ارقام هزینه‌ای به‌طور ماهانه یک‌دوازدهم تخصیص داده شده و هزینه شود و جابجایی ردیفها ممنوع است.

81- منابع مندرج در بند(80)‌ به‌شرح ذیل هزینه می‌گردد:

81-1- تا مبلغ چهارصد و ده هزارمیلیارد ریال به منظور اجرای ماده (7) قانون هدفمندکردن یارانه‌ها

81-2- تا مبلغ چهل هزار میلیارد ریال به منظور اجرای مواد (8) و (11) قانون هدفمندکردن یارانه‌ها

81-3- تا مبلغ پنجاه هزار میلیارد ریال به منظور اجرای بند (ب) ماده (34) قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران

به عبارت ساده‌تر، علی‌رغم آنکه در قانون هدفمندی از اختصاص سهم 30 درصدی به صنعت و 20 درصدی به دولت در کنار سهم 50 درصدی یارانه نقدی از محل اصلاح قیمت‌ حامل‌های انرژی سخن گفته شده است اما در قوانین بودجه سال‌های بعد از اجرای قانون هدفمندی از جمله قانون بودجه 92، مجلس به دولت مجوز داده است که کل درآمد حاصل از محل اصلاح قیمت فرآورده‌های نفتی و گاز طبیعی را به پرداخت یارانه نقدی اختصاص دهد (این رقم طبق پیش بینی های قانون بودجه در سال 92، سی و هشت هزار و هشتصد میلیارد تومان بوده است).

از سوی دیگر، مجلس در سال 92 مشابه قوانین سال های 90 و 91، یازده هزار و دویست میلیارد تومان منابع درآمدی نیز از محل اصلاح قیمت نان و برق و سایر کالاها و خدمات برای اجرای قانون هدفمندی یارانه ها در نظر گرفته است. بر این اساس مجلس به دولت اجازه داده است 41  هزار میلیارد تومان از دو منبع ذکر شده را به پرداخت یارانه نقدی اختصاص دهد.

به طور خلاصه، مطابق با قانون بودجه 92 هم دولت مجوز اختصاص کل درآمدهای ایجاد شده از محل اصلاح قیمت‌ حامل‌های انرژی برای پرداخت یارانه نقدی را دارد و هم این منبع درآمدی، تنها منبع پرداخت یارانه نقدی نبوده و دولت مجوز دارد که بخشی از بودجه عمومی یعنی یازده هزار و دویست میلیارد تومان از محل اصلاح قیمت نان و برق و سایر کالاها و خدمات را به پرداخت یارانه نقدی اختصاص دهد.

کسری بودجه هدفمندی یارانه ها برای پرداخت یارانه های نقدی واقعا چقدر است؟

با توجه به آنچه گفته شد:

نخست آنکه: برخلاف اظهارات وزیر اقتصاد، دولت مجوز قانونی اختصاص کل 28 هزار میلیارد تومان درآمد حاصله از محل افزایش قیمت حامل‌های انرژی به پرداخت یارانه نقدی به مردم را دارد و حداکثر کسری بودجه دولت برای پرداخت یارانه ها 14 هزار میلیارد تومان است (حالتی که این فرض غیرمنطقی را بکنیم که دولت نتواند از یازده هزار و و دویست میلیارد تومان از محل اصلاح قیمت نان و برق و سایر کالاها و خدمات، حتی یک ریال هم به هدفمندی یارانه ها اختصاص دهد!!)؛

دوم آنکه: برخلاف اظهارات رئیس جمهور، حدود 1000 میلیارد تومانی که از محل بودجه عمومی به پرداخت یارانه‌های نقدی اختصاص پیدا می کند، مطابق با بند 80-2 قانون بودجه بوده و «کسری» محسوب نمی شود و در نتیجه، کسری واقعی پرداخت یارانه های نقدی به جای 1300 تا 1500 میلیارد تومان در ماه، نهایتاً ماهیانه 300 تا 500 میلیارد تومان است.مگر اینکه این فرض غیرمنطقی را بکنیم که دولت از بخشی از بودجه عمومی یعنی محل اصلاح قیمت نان و برق و سایر کالاها و خدمات که مطابق قانون تا سقف یازده هزار و و دویست میلیارد تومان می تواند به پرداخت یارانه های نقدی اختصاص دهد، صرفنظر کرده و از محل دیگری از بودجه عمومی، این میزان را تامین می کند.

البته لازم به تذکر است که با توجه به اظهارات منصور معظمی، معاون برنامه ریزی و نظارت بر منابع هیدروکربوری وزارت نفت در مصاحبه با خبرگزاری شانا که وزارت نفت ماهیانه 2500 میلیارد تومان از یارانه نقدی خانوارها را تامین می کند، این احتمال که شاید منظور رئیس جمهور این بوده که دو هزار میلیارد تومان از مجموع دو منبع درآمدی به دست می آید و از محل دیگری از بودجه عمومی، هزار میلیارد تومان بدان افزوده می شود، رد می شود.

سوم آنکه: بیاید یکبار دیگر نگاهی به آمارهای ارائه شده توسط وزیر اقتصاد و رئیس جمهور بپردازیم، وزیر اقتصاد می گوید درآمد ماهیانه حاصله از محل افزایش قیمت حامل‌های انرژی، بیش از 2300 میلیارد تومان است ولی رئیس جمهور می گوید که این درآمد، 2000 میلیارد تومان است. حال اگر فرض کنیم که آمارهای وزیر اقتصاد صحیح باشد (که آمارهای مربوطه در سال های 90 و 91 موید آن است)، کسری بودجه پرداخت یارانه های نقدی با توجه به اختصاص ماهیانه 1000 میلیارد تومان در ماه از محل بودجه عمومی به آن، به کمتر از 200 میلیارد تومان در ماه کاهش می یابد.

حال باید به این سوال پاسخ داد که سریعترین و مناسب ترین راه برای تامین این کسری بودجه ای که مطابق با آمارهای اعلام شده توسط مسئولین دولتی، ماهیانه بین 200 تا 500 میلیارد تومان یعنی بین 2400 تا 6000 میلیارد تومان در سال جاری است، چیست؟

اجرای مصوبه افزایش قیمت گاز پتروشیمی ها، راهکار مناسب و سریع تامین کسری بودجه

به نظر می رسد که اجرای هر چه سریعتر مصوبه ستاد تدابیر ویژه اقتصادی برای افزایش قیمت خوراک گاز

واحدهای پتروشیمی از 2.8 سنت (70 تومان) به 13 سنت (325 تومان) به ازای هر متر مکعب که از ابتدای مهرماه سال 91 لازم الاجرا بوده و تاکنون به علت مقاومت بخش خصوصی و در نتیجه، رایزنی های گسترده و سوال برانگیز این بخش با مجلس و دولت اجرا نشده است، سریعترین راهکار دولت برای تامین کسری بودجه پرداخت یارانه های نقدی است.

مطابق بررسی های صورت گرفته توسط کارشناسان که در یکی از برنامه های «ثریا» اعلام شد، میزان درآمد دولت با اجرای این مصوبه قانونی از ابتدای مهر 91 تا اواسط آبان 92، حدود پنج هزار میلیارد تومان بوده است.

با یک محاسبه ساده، میزان درآمد دولت با اجرای این مصوبه تا پایان سال جاری به حدود هفت هزار میلیارد تومان خواهد رسید و علاوه بر حل مشکل کسری بودجه پرداخت یارانه های نقدی، احتمالا تا حدودی کسری بودجه شرکت ملی گاز ایران و شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی ایران را برطرف خواهد ساخت.

علاوه بر این، با توجه به اینکه پیشنهاد فعلی دولت به مجلس برای تعیین قیمت خوراک گاز پتروشیمی ها هم 13 سنت به ازای هر متر مکعب است (مطابق اظهارات آقای موید حسینی صدر، رئیس کمیته پتروشیمی کمیسیون صنایع مجلس شورای اسلامی در هفته گذشته) و مسئولین صنعت پتروشیمی در دولت فعلی نیز مانند مسئولین صنعت پتروشیمی در دولت دهم به این موضوع پی برده اند که با اجرای این مصوبه، صرفاً سود بسیار بالای پتروشیمی های گازی منطقی شده و توسعه این صنعت آسیبی نخواهد دید، ضرورت دارد که مسئولین شرکت ملی صنایع پتروشیمی، شرکت ملی گاز ایران و وزارت نفت هر چه سریعتر به وظیفه قانونی خود جهت اجرای این مصوبه اقدام نمایند.

برچسب ها: جمهوری اسلامی ایران , رئیس‌جمهور محترم کشورمان , آقای دکتر روحانی , سازمان ملل , جمهوری اسلامی , ملل متحد , اسلامی ایران , دبیرکل سازمان , مردم ایران , محت , جمهوری اسلامی ایران , رئیس‌جمهور محترم کشورمان , آقای دکتر روحانی , سازمان ملل , جمهوری اسلامی , ملل متحد , اسلامی ایران , دبیرکل سازمان , مردم ایران , محت , هزار میلیارد تومان , پرداخت یارانه نقدی , برای پرداخت یارانه , محل اصلاح قیمت , هزار میلیارد ریال , قانون هدفمندکردن یارانه‌ها , دویست میلیارد تومان , 5
زمان: 2015-06-17 10:24:02

دانشجویان پیرو خط امام از فتح لانه پشیمان نشدند، مخالفت هاشمی رفسنجانی با فتح لانه جاسوسی

فروز رجایی‌فر گفت: شایعه پشیمان شدن دانشجویان خط امام از عمل تسخیر لانه در سال ۵۸، به هیچ وجه صحیح نیست و هیچ یک از دانشجویان تا به حال چنین اظهاری نداشته است.
خبرگزاری فارس: ماجرای مخالفت هاشمی رفسنجانی با فتح لانه جاسوسی

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، سایت هم‌اندیشی نوشت: فروز رجایی فر یکی از دانشجویان پیرو خط امام است که در فتح لانه جاسوسی نقش فعالی داشت. در ادامه گفتگوی ما با این شخصیت در ادامه می‌آید:

 *خانم دکتر رجایی‌فر! شما به عنوان یکی از افرادی که در تسخیر لانه جاسوسی جزو دانشجویان مسلمان پیرو خط امام حضور داشتید قطعاً در جریان جزئیات این حادثه قرار دارید. به عنوان اولین سؤال می خواستم بدانم مقدمات فتح لانه جاسوسی چرا و چگونه فراهم شد و چه شد که دانشجویان سفارتخانه دولتی را فتح کردند که در بسیاری از کشورها مصونیت قضایی داشت وقدرت بلامنازع دنیا بود؟

خصومت مابین دولت آمریکا و ملت ایران یک سابقه تاریخی دارد و به بیش از شش دهه می‌رسد. از زمانی که دولت ملی مرحوم دکتر مصدق با کودتای انگلیسی ـ آمریکایی سرنگون شد و شاه مجدداً و این بار به عنوان عنصر حافظ منافع آمریکا به مقدرات ملت ایران حاکم شد. دخالت آمریکا در امور داخلی ایران در زمان سلطنت شاه برای مردم ایران و حتی جهان اثبات شده بود. اما دستگاه امنیتی شاه با سلب همه گونه حقوق سیاسی و اجتماعی از مردم، اجازه نمی‌داد که نخبگان و ملت ایران درباره آمریکا صریحاً موضع گیری و اعتراض کنند. پس با پیروزی انقلاب اسلامی، در گام اول با حذف شاه ضربه بزرگی به منافع آمریکا در سطح داخلی و منطقه ای وارد شد و در گام دوم با هدایت‌ها و روشنگری های حضرت امام(ره) که منجر به اشغال سفارت آمریکا شد، این ابرقدرت از نفوذ مجدد در ساخت قدرت ایران و تصرف در آن بازداشته شد. اشغال سفارت یا همان لانه جاسوسی آمریکا، به روند جاسوسی علیه امنیت و تثبیت جمهوری اسلامی، از جمله عملیات هماهنگ و همسان ضد انقلابی در استان های مرزی و تحریک اقلیت های قومی و مذهبی کشور پایان داد. تحرکاتی که به نظر می رسید از یک اراده مرکزی هدایت و اجرا می شود که قصد دارد در ابعاد گسترده سیاسی و نظامی علیه حکومتی که با رای بیش از 98درصد مردم روی کار آمده است توطئه کرده و آن را براندازی کند تا شرایط را به وضعیت قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بازگرداند.

حضرت امام(ره) در سخنرانی‌ها و پیام های مختلف می‌فرمودند که آمریکا منافع خودش را در ایران از دست داده است و از ما عصبانی است و نه تنها مشکلات ما بلکه مصائب همه مسلمانان و حتی مستضعفان جهان از آمریکا و ایادی اوست و به طور مداوم خطر آمریکا را گوشزد می‌کردند. این یک محاسبه ساده در عالم سیاست است که با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، آمریکا تمام امتیازات و منافع خود را از دست داده و طبیعی بود که واکنش منفی نسبت به انقلاب داشته باشد.

 

* با وجود ریشه دار بودن دشمنی تاریخی ایران و آمریکا به نظر می رسد عوامل دیگر و جزئی تری نیز درتسخیر لانه جاسوسی نقش داشت؟

بله؛ مواردی که به طور مشخص در مقطع اشغال لانه جاسوسی تاثیر داشت، دو رخداد همزمان بود. نخست اجازه ورود شاه به آمریکا به بهانه بیماری و برای معالجه، و دیگری ملاقات هیئت اعزامی دولت موقت ایران در الجزایر با برژینسکی معاون امنیت ملی کارتر. این دو اقدام همزمان حضرت امام(ره) و مردم را به شدت نگران و خشمگین کرد و موج مردمی تقاضای استرداد شاه از آمریکا به منظور محاکمه او در ایران مطرح شد.

 

*چه رابطه ای بین ملاقات هیئت ایرانی در الجزایر با پناهندگی شاه به آمریکا وجود داشت که این دو مسئله خودرا در بحث تسخیر لانه جاسوسی نشان داد؟

نمی توانم ادعا کنم که رابطه مستقیمی وجود داشته، زیرا شاه در 30 مهر ماه به آمریکا برده شد و ملاقات در الجزایر حدود 7-8 روز بعد انجام شد. پیش از انتقال شاه به آمریکا، در 29 مهر دولت ایران طی مذاکره ای با سفارت آمریکا، آن ها را از این اقدام منع کرده بود؛ لکن طرف آمریکایی با همان تبختر و تفرعن برخاسته از قدرت جهنمی خود در ایران در دوره سیاه پهلوی دوم، توجهی به خواسته دولت موقت نکرد. در پی نتیجه ندادن این ملاقات، دولت ایران یک یادداشت رسمی منتشر کرد و عواقب احتمالی این اقدام آمریکا را که حتما موجب خشم و نفرت مردم ایران واقع می شد، به عهده آمریکا گذاشت.

تاریخ این اتفاقات با سالگرد پیروزی و جشن استقلال دولت الجزایر مصادف بود و هیات دولت ایران بعنوان یک دولت انقلابی به این مراسم دعوت شده بود. قدر مسلم انتظار نمی رفت که نخست وزیر و وزیر خارجه دولت انقلاب با بی توجهی به واقعه مهم هفته پیش که موجب تحریک عواطف مردم ایران شده، دعوت آمریکا برای مذاکره و اقدام به تجدید مناسبات را بپذیرند. هنوز ابعاد پشت پرده این ملاقات مشکوک است و از این جهت با اتفاقات امروز تشابه دارد.

 

*چه تشابهی؟ و چرا این قدر مردم ایران از سفر شاه به آمریکا نگران شده بودند؟

این که در همان زمان هم هر دو طرف ادعا کردند که به درخواست طرف مقابل با هم گفتگو کرده اند!

عمده نگرانی مردم از سفر شاه به آمریکا تکرار کودتای 28 مرداد سال 32 بود. در مذاکراتی که دولت ایران قبل از انتقال شاه به آمریکا برای ممانعت از این اقدام انجام داد، به دلیل همان روحیه استکباری در طرف آمریکایی، تلاش هایش برای کسب اطمینان از بیماری شاه به نتیجه نرسید. بدین لحاظ برای حضرت امام(ره) بعنوان رهبر هوشیار انقلاب و همچنین مردم، صحت خبر بیماری شاه احراز نشده بود.

حضرت امام در بیانیه دعوت به بزرگداشت شهدای صحن دانشگاه تهران در 13 آبان سال 57 که دهم آبان 58 صادر شد، فرمودند که شاه خائن را به «بهانه» بیماری به آمریکا برده اند. بدیهی است که فرار شاه از ایران در روزهای بحرانی، بسیاری از حامیان او را دلسرد و ناامید کرده بود. در چنین شرایطی سفر شاه به آمریکا می توانست به معنای تجدید روحیه و اوج گیری دسیسه های سلطنت طلبان و نیروهای معارض از طریق تمرکز نیروهای ضد انقلاب حول محور شاه به قصد ساقط کردن نظام تازه تاسیس اسلامی باشد.

در این شرایط، ملاقات برژینسکی با هیئت اعزامی دولت موقت انجام شد. این اقدام نشان داد که مبانی تحلیلی دولت درباره انقلاب و آمریکا بسیار از دیدگاه حضرت امام(ره) ، مردم و دانشجویان فاصله دارد. بر این اساس با تشخیص شکاف بین نظرات حضرت امام و دیدگاه و عملکرد دولت موقت و خطی که از بیانات حضرت امام و خصوصاً پیام های ایشان پس از سفر شاه به آمریکا استنباط می شد و مضافاً احساس خطر از توطئه های دشمن اصلی ملت ایران، دانشجویان به این نتیجه رسیدند که اقدامی را در حمایت از مواضع ضدآمریکایی امام (ره) انجام بدهند.

 

* آیا از قبل برای گروگان گرفتن اعضا لانه جاسوسی برنامه ریزی شده بود؟

باید به این نکته جداً توجه داشت که اقدامی که دانشجویان پیرو خط امام طراحی کرده بودند یک پروژه‌ محدود دانشجویی به شکل تحصنی چند ساعته و حداکثر دو سه روزه در محوطه سفارت برای جلب رسانه ها و افکار عمومی جهان بود و طرحی برای گروگان گرفتن 50 - 60 آمریکایی برای مدت 444 روز و قطع رابطه با آمریکا و تداوم آن تا چند دهه بعد قابل تصور نبود. در حقیقت می‌شود گفت که قرار بود تهاجمی به سفارت آمریکا بشود و ضمن تحصن در آن محل، مطالبه استرداد شاه مطرح شود؛ ضمن این که ممکن بود موقعیتی هم برای گروگانگیری برای طرح خواسته استرداد شاه دست دهد. اهمیت چنین اقدامی موجب می شد که در کانون توجه تمام رسانه های خبری دنیا قرار بگیرد و دانشجویان بتوانند خواسته و منطق خود را از طریق رسانه های بین المللی به مردم جهان بازگو کنند. ضمن آن که به زعم خود به مطالبه حضرت امام از دانشجویان در اعتراض به سفر شاه به آمریکا هم پاسخ داده باشند.

 

 *سخن شما به این معنا است که این حرکت ، اقدامی در حد یک اقدام دانشجویی بود ؟پس آن چیزی که به این واقعه بعد ملی و بین المللی داد چه بود؟

همانطور که عرض کردم این اقدام دانشجویان یک عملیات محدود دانشجویی بود؛ اما آنچه که این اقدام را به سطح یک حماسه ملی و بعد در گذر زمان به یک مقاومت تاریخی ارتقا داد و به الگوی مبارزه با استکبار جهانی تبدیل کرد، حمایت جدی حضرت امام و در پی آن، حمایت گسترده ملت ایران بود تا حدی که می توان ادعا کرد که پس از حمایت امام راحل و مردم انقلابی، دیگر ابعاد ماجرا از یک اقدام دانشجویی فراتر رفت و به پروژه مقاومت یک ملت در برابر استکبار مبدل شد که در این پروژه امام و امت وظیفه و ماموریت نگهداری از گروگان ها را به عهده دانشجویان گذاشتند.

 

*ایده ورود به لانه چه زمانی مطرح شد ؟چه زمانی تصمیم گرفتید که وارد سفارتخانه شوید؟آیا از قبل برنامه ریزی شده بود؟

در جلساتی که قبل از بازگشایی دانشگاه ها در مهر 58 برگزار شده بود، نمایندگان انجمن های اسلامی دانشگاه های پلی تکنیک، شریف، تهران، تربیت معلم و علم و صنعت بر اساس تحلیل هایی که از وضعیت سیاسی کشور داشتند، طرحی را برای تهاجم به سفارت آمریکا مورد بررسی قرار می دهند. ظاهراً نمایندگان دو دانشگاه آخر، با طرح مخالفت می کنند چرا که معتقد بودند که اساساً دشمن اصلی انقلاب ما کمونیسم و تفکر مارکسیستی است و اگر قرار به اقدامی هست، باید این اقدام علیه شوروی انجام شود. البته چون این گروه در اقلیت قرار می گیرند، کلیات طرح مردود نمی شود و قرار می شود که با هدف کسب اجازه از حضرت امام، با دو تن از اعضای شورای مشورتی ـ که حضرت امام برای دانشجویان تعیین کرده بودند ـ در میان گذاشته شود. بدلیل تشرف آیت الله خامنه ای به حج تمتع، مساله فقط با آقای موسوی خوئینی ها طرح می شود. ایشان هم در مقام مشورت، دانشجویان را از اطلاع قبلی به امام منصرف می کنند و نتیجه گرفته می شود که با انتخاب نام «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» در واقع موضع عقیدتی و سیاسی این دانشجویان تبیین شود. انتخاب این عنوان مزیتی داشت و آن ظرفیتش برای اعلام تبعیت از امام و موضع ایشان در قبال اشغال بود. اگر حضرتش مخالفت می کردند، دانشجویان خارج می شدند و بدین ترتیب تبعیت خود از امام را ثابت می کردند و اگر سکوت یا تایید می فرمودند باز هم حرکتشان در خط امام بود.

در زمان اجرا نیز در روزهای قبل از انجام عملیات، دانشجویان شروع به شناسایی محل و تهیه نقشه اولیه ای از وضعیت ساختمان ها و معابر محوطه سفارت می کنند که این کار از طریق هتل روبرو و نیز با سوار شدن به اتوبوس های دوطبقه ای که در آن زمان خط خیابان طالقانی به میدان امام حسین(ع) بود و از جلوی سفارت عبور می کرد با رفت و آمد مکرر در این مسیر انجام می شود. پس از وقایع دو هفته آخر و پیام 10 آبان حضرت امام، بچه ها مصمم به اجرای طرح در 13 آبان می شوند و در 12 آبان به دعوت از نیروهای مورد نظر برای انجام عملیات اقدام می کنند. البته در حین دعوت تلفنی اطلاعاتی داده نمی شود و فقط قرار جلسه ای در 6.5 بامداد یکشنبه 13 آبان در محل هر دانشگاه گذاشته می شود که در این جلسه عملیات اشغال و نقشه محل و نحوه کار نیروها توجیه و نشانه هایی هم برای تشخیص و تفکیک دانشجویان از راهپیمایان دیگر توزیع می شود.

 

* به نظر می رسد دولت موقت با این اقدام دانشجویان مخالف بود، حضرت امام (ره) دقیقاً درچه زمانی حمایت خود ازاین حرکت را اعلام کردند و شما چه زمانی ازاین حمایت مطلع شدید؟

تمایلی در برخی از دانشجویان وجود داشت که قبل از حرکت به سمت لانه و انجام عملیات، حتماً امام مطلع بشوند و از ایشان کسب اجازه بشود؛ حتی بعضی از این افراد که فعال در انجمن اسلامی هم بودند، بعد از تایید علنی حضرت امام به لانه آمدند! اما دیدگاه دیگری مطرح بود که حضرت امام در جایگاه رهبر کشوری که هنوز فاقد ساختارهای حکومتی است، بهتر است که مستقیماً در معرض مسؤولیت این ماجرا قرار نگیرند و بهتر این است که دانشجویان این اقدام ـ تاکید می کنم همان اقدام محدود ـ خود را انجام بدهند و اعتراضات خود را به خبرگزاری های بین المللی منعکس کنند و در صورت واکنش منفی حضرت امام مطیع باشند..

چند ساعت پس از تثبیت مواضع و تکمیل این عملیات، آقای موسوی خوئینی ها که رفاقتی هم با مرحوم حاج احمد آقا فرزند گرامی حضرت امام داشتند، این خبر را به بیت امام اطلاع دادند. حضرت امام زمانی که از طریق آقای موسوی خوئینی ها از هویت و ماهیت دانشجویان اطمینان حاصل کردند که از دانشجویان انقلابی و اسلامی دانشگاه ها هستند به صورت شفاهی فرموده بودند که: خوب جایی را گرفته اند و بمانند.

 

* این خبر چه زمانی به شما رسید؟ آن زمان در داخل سفارت بودید؟

این خبر اوایل نیمه شب به ما رسید. ما در راهروهای سفارت مستقر شده بودیم و بسیار خسته و مضطرب بودیم و یادم هست که با شنیدن این خبر همگی بی نهایت خوشحال شدیم و تکبیر گفتیم. اما حمایت علنی حضرت امام که در فضای عمومی کشور مطرح شد، حدوداً کمتر از 20ساعت پس از اشغال لانه جاسوسی بود که در بیاناتی که در ملاقات با مردم در صبح 14 آبان 58 داشتند مباحث شیطان بزرگ و انقلاب بزرگتر از انقلاب اول را مطرح فرمودند.

 

 

*در برخی نقل ها می آید که امام (ره)سه روز پس از اشغال اقدام دانشجویان را تایید کردند؟

خیر؛ این تحریف تاریخ است. بعضی در کنار این ادعا مطرح کردند که امام سه روز بعد و پس از اقبال و حمایت مردم، تایید خود را از این حرکت علنی کرده اند؛ در حالی که درست برعکس است؛ چون با اشغال لانه و ظرف همان 24 ساعت اول که خبر اشغال اعلام شده ولی هنوز بیانات امام از اخبار پخش نشده بود، مردم نگران بودند که آیا این کار درست بوده یا خیر و یا چه کسانی آن را انجام داده اند و نکند این عمل موجب تضعیف دولت موقت شود که منصوب امام است. اما با حمایت قاطع معظم له همه این ابهامات رفع شد و مردم هم برای حمایت به صحنه آمدند و حتی استعفا و سقوط دولت موقت هم تاثیری در نگرش و حمایت عظیم آن ها از دانشجویان ایجاد نکرد.

 

*لطفاً یک مقدار در رابطه با حضور مجاهدین خلق، حزب توده وسایر جریانات چپ در این مسئله توضیح دهید.

دانشجویان اصرار داشتند که این جریان از گروه های سیاسی بیرون از لانه، استقلال داشته باشد تا کسی نتواند از محبوبیت و اعتبار آن به نفع خود بهره برداری کند؛ تا جایی که ورود چهره های سیاسی به داخل لانه ممنوع شده بود. جریانات چپ هم که با اشغال لانه در واقع علم ضدیت با امپریالیسم از دستشان خارج شده بود و بیشتر نظاره گر بودند و چاره ای جز تایید ماجرا در بیانیه های خود نداشتند. از سازمان منافقین هم که در آن زمان هنوز در رویارویی تروریستی با نظام قرار نگرفته بود، یکی دو نفر بودند که به محض شناخته شدن، اخراج شدند.

 

 *یک سری شبهات خصوصاً در سال های اخیر در باره حضور نیروهای چپ درلانه جاسوسی مطرح شده و حتی برخی این اقدام را به نیروهای چپ و شوروی منتسب کرده اند.

در مورد شبهه ای که فرمودید، بحث مهم و حساس و دقیق و درد دل بنده بسیار است و بیان آن مشکل و مطول! متاسفانه، نه تنها عده ای ناآگاه این اقدام شجاعانه ملت ایران را به شوروی نسبت دادند؛ بلکه درکمال ناباوری برخی از دوستان به اصطلاح حزب اللهی در رسانه های خود در دو سه سال اخیر، پیشتر رفتند و این واقعه را به خود آمریکا منسوب کردند و با این ادعا که اسنادش هم بعدها منتشر می شود، اکاذیب مسلمی را به حضرت امام نسبت دادند که بنده علیرغم تهیه مستندات، به جهت فضای رسانه ای حاکم نتوانستم آن اسناد را حتی در رسانه های دانشجویی منتشر کنم!

به نظر بنده این امواج تبلیغاتی مولود تمایل و اشتیاق آقای احمدی نژاد به مذاکره و ایجاد رابطه با آمریکا در دوره 8 ساله ریاست جمهوری ایشان بود که از ابتدا بعنوان نماینده علم و صنعت در شورایی که اشاره کردم با این طرح مخالفت کرده بود و پس از ریاست جمهوری هم از همان ماه های نخست سال اول، با انجام ابتکارات و اقداماتی مثل نامه نوشتن به بوش و یا پیشنهادهای مکرر مناظره و مذاکره و نامه تبریک برای اوباما و بسیاری گام های دیگر، علیرغم مخالفت های صریح و متعدد مقام معظم  رهبری، همان مسیر را ادامه داد و عجیب آن که در برخی مواقع، مورد تشویق و استقبال دوستان ولایتمدار هم قرار گرفت؛ مثل موردی که آقای کوثری نامه به بوش را مثل «نامه امام به گورباچف» دانست و در عین حضور رهبری روحانی و فقیه در راس نظام، این فرد را تا حد امام بالا برد و یا در زمانی که آقا می فرمودند ما چه مذاکره ای با آمریکا داریم؟ همین شخص شروطی را برای مذاکره و رابطه مطرح می کرد!

جالب این که در این هشت سال بخشی از فعالین عقبه رسانه ای ایشان که این روزها زیر علم شعار «مرگ بر آمریکا» گرد آمده اند، در برابر تحرکات ایشان برای نزدیکی و تعامل با آمریکا نه تنها سکوت کرده بودند؛ بلکه تحلیل هایی را در محیط دانشگاهی پخش می کردند که اشغال لانه اجتهاد دانشجویان در برابر نص صریح امام بوده است! به طوری که در سال های اخیر در بیشتر جلسات دانشگاهی، بنده از سوی گروهی از دانشجویان به ظاهر حزب اللهی محاکمه می شدم که چرا علیرغم مخالفت آقای احمدی نژاد در آن زمان(یعنی مخالفت یک دانشجوی 2ـ21 ساله علم وصنعت)، سفارت آمریکا اشغال شده است! در بعضی شهرستان ها هجوم آوردند که چرا با سند و مدرک این گرایش را در رییس دولت نهم افشا کرده و هشدار داده ام! حتی برخی از جوانان به خود بنده مراجعه کردند که همکاری کنم تا فیلم مستندی در باره اشغال لانه بسازند که نشان بدهد روحانی همراه با دانشجویان، جاسوس شوروی بوده و دانشجویان فریب خورده را برای حفظ منافع شوروی با خود همراه کرده است!

البته قضیه تمایلات رییس جمهور سابق در این زمینه مربوط به سال 91 و 92 نیست که برخی رسانه ها و افراد بالاخره در برابر آن موضع گرفتند؛ بلکه در تمام این هشت سال تداوم داشته تا جایی که خود ایشان در آخرین سفر به اهواز در اوایل اردیبهشت 92 به صراحت اعلام کرد که با مقامات آمریکایی ملاقات و مذاکره داشته است؛ اما باز هم از جماعت با بصیرت و استکبارستیز این روزها صدای اعتراض و یا حتی سؤالی برنخاست! پس بعید نیست که بتوان منشاء پوشیده تحرکات کنونی را رقابت در قدرت سیاسی دانست؛ نه آنچه عنوان می شود!

دراین سال ها بارها مجبور شده ام توضیح بدهم که در حقیقت کسانی که مایل به رابطه با آمریکا هستند، اولین مأموریتشان این است که به اصطلاح عوامانه، زیرآب تسخیر 13 آبان را بزنند و بگویند که این حرکت از ابتدا غلط بوده است؛ یا آقای خوئینی ها از نیروهای چپ و هواداران حزب توده بوده و این حرکت برای تامین منافع شوروی انجام شده است! روشن است که قرائت این افراد از حماسه 13آبان اهانت مستقیم به حضرت امام، دانشجویان، شعور مردم ایران و در این دوره توهین به مقام معظم رهبری است؛ به این معنا که عده‌ای دانشجوی ساده و بی فکر با تحریک یک جاسوس شوروی به سفارتخانه آمریکا حمله و آن را اشغال کردند! امام هم متوجه این قضیه نشده و حرکت دانشجویان را تایید کردند و حتی بعد از خاتمه اشغال، در نظام اسلامی به آن جاسوس شوروی، مناصب عالی در قضای اسلامی و امارت حجاج دادند! بعد از امام هم نوک حمله به سوی ملت است که توان فهم معادلات پیچیده سیاسی و نیرنگ چپ ها را نداشت و آن را کورکورانه تایید کرد! بنابراین تحلیل، تایید و تجلیل مکرر رهبری از اقدام دانشجویان نیز ساده اندیشانه ارزیابی می شود! در حالی که حتی در همین دو سال گذشته با این که بعضی از دانشجویان اثرگذار در این حماسه در زندان بودند، مقام معظم رهبری صفاتی چون شجاعت، آگاهی و جسارت را به دانشجویان پیرو خط امام نسبت دادند و حماسه اشغال را تایید نمودند.

این نوع قرائت و تفسیر از واقعه 13آبان بدون شک یک قرائت و تفسیر اشتباه و یا خائنانه است که مغایرت کامل با آرای ثبت شده امام راحل و رهبری در خصوص این حماسه دارد. زیرا به محض باور به آن، پی و بنیان بنای استکبارستیزی انقلاب ایران که واقعه تسخیر لانه جاسوسی آمریکاست تخریب می شود و با فرو ریختن این بنای عظیم و مبارک این طور تبلیغ می شود که از ابتدا این کار اشتباه بوده، در این سی و چند سال به آمریکا ظلم شده و خلاصه این که جلوی ضرر را از هر جا بگیریم، منفعت است! پس بشتابیم برای جبران مافات و رابطه با آمریکا!

 

* دانشجویان مسلمان پیرو خط امام جدا از این که بعدها چه نوع گرایشی پیدا کردند، در زمان فتح لانه چه گرایشی داشتند؟ خانم دکتر رجایی فر! در یک جمله بفرمائید آن موقع که دانشجویان تصمیم گرفتند لانه جاسوسی را فتح کنند تفکر آنها از کجا نشأت گرفت؟ مرجع فکری دانشجویان چه کسی بود؟

یک جمله هم نمی خواهد! پاسخ شما در عبارت خط حضرت امام(ره) خلاصه می شود.

مسلماً این دانشجویان تبیین حضرت امام از اسلام سیاسی و انقلابی را پذیرفته بودند، ضمن آن که به ایشان عشق می ورزیدند. بسیاری از آن ها بعداً دانشگاه را رها کردند و به حوزه علمیه رفتند با این قصد که اسلام را از مسیر فقاهت بیاموزند و بیاموزانند تا جامعه گرفتار اسلام التقاطی نشود. در لانه جاسوسی خیلی از شب جمعه ها آقای علی اکبر پرورش که نیروی شناخته شده راست بودند، می‌آمدند و دعای کمیل را برگزار می کردند. دانشجویان به عبادات مستحبی پایبند بودند. هر هفته دو روز دوشنبه و پنجشنبه را روزه می گرفتند و نماز جماعت و مراسم مذهبی چون عزاداری ماه محرم را در لانه برگزار می کردند. در زمان اشغال، هنوز حجاب برای بانوان به قانون تبدیل نشده بود؛ ولی همه خواهران دانشجو در لانه، حجاب کامل انتخابی و اختیاری داشتند.

 

* در آن زمان مسئله ناراحتی حزب جمهوری اسلامی از دانشجویان پیرو خط امام (ره) ناشی از چه بود؟

دانشجویان تصمیم گرفته بودند که گروه‌های سیاسی را در اداره امور لانه و نگاهداری گروگان ها دخالت ندهند. شاید بعضی هواداران حزب جمهوری اسلامی به همین دلیل از این اقدام ناراحت بودند؛ چون حزب بزرگترین تشکل اسلامی و سیاسی وقت بود و بسیاری از چهره ها و شخصیت های مبارز و انقلابی در آن عضو بودند. البته با اصل حرکت اشغال هیچ شخص و گروهی مشکل نداشت؛ یا حداقل می توان گفت که اگر مشکلی هم وجود داشت، به طور علنی مطرح نمی شد. شما اگر روزنامه‌های آن موقع را بررسی کنید حتی یک گروه سیاسی و یا اجتماعی در یک نقطه در ایران یا خارج از ایران پیدا نمی‌کنید که این حرکت را محکوم کرده باشد و گفته باشد که این کار درستی نبوده است.

حتی دکتر ابراهیم یزدی وزیر خارجه وقت که از اعضای نهضت آزادی هم بود، درآن زمان از حرکت دانشجویان دفاع کرد و خود نهضت هم در تایید اشغال بیانیه داد. بنی‌صدر هم که آن زمان یک فعال سیاسی و در دولت انقلاب وزیر بود، در حمایت از اقدام دانشجویان با مخاطب قرار دادن مردم آمریکا، نامه ای علیه کارنامه سیاه آمریکا در ایران نوشت. قدر مسلم این است که در سطح علنی، همه گروه ها و افراد سیاسی اعم از چپ، راست و لیبرال، حرکت دانشجویان پیرو خط امام در سال 58 را تایید کردند.

 

* آیت الله مهدوی کنی به نظر می رسد یک واکنش منفی به این اقدام دانشجویان داشتند؟

ظاهراً در شورای انقلاب هم بعضی از مقامات روحانی، مثل آقای هاشمی نظر مساعدی نسبت به ادامه جریان اشغال نداشته اند. البته این بحث ها در سال های بعد و به طور مبهم مطرح شده است نه در آن زمان. آقای مهدوی‌کنی هم که در آن زمان رئیس کمیته‌های انقلاب بودند و به نوعی می شود گفت که مسؤولیت انتظامی کشور را به عهده داشتند، از موضع منصب خود، شاید این اقدام را بی نظمی تعبیر کرده و لابد حمایت از آن را به صلاح نمی دانستند

 

*آقای هاشمی علی الظاهر در آن زمان در ایران حضور نداشتند و در سفر حج بودند. بعدها مصاحبه ای انجام دادند و گفتند که اگر در ایران بودم نمی گذاشتم این اتفاق رخ دهد و یا حادثه به گونه ای دیگر رقم بخورد.

بلی؛ آقای هاشمی نقل کرده اند که در آن زمان  در سفر حج بوده اند که از این اتفاق مطلع می شوند. مساله مخالفت ایشان حدود بیست سال پس از فتح لانه جاسوسی و در یک مصاحبه، آن هم به این مضمون مطرح شده که مثلاً اگر ما ایران بودیم، شاید قضیه طور دیگری رقم می خورد. ولی با این وجود  آقای هاشمی در آن مقطع اظهار نظر علنی در خصوص مخالفت خود نکرد. حتماً حمایت قاطع حضرت امام راه را بر منتقدین کم شمار بسته بوده و بواسطه این که ملت ایران یکپارچه حرکت تسخیر لانه جاسوسی را تأیید می کردند، طرح چنین موضع مخالفی قطعاً پایگاه مردمی هم نداشته است.

 

*الان برخی از افرادی که در فتح لانه جاسوسی نقش داشتند به خاطر فعالیت در فتنه 88 در زندان هستند و برخی از آنها هم که بیرون هستند بسیار مشتاق برقراری مجدد رابطه می باشند. مثل آقای اصغرزاده، آقای میردامادی، خانم ابتکار، آقای حجاریان، آقای عباس عبدی، محمدرضا خاتمی. چرا این افراد اینقدر آشکارا تغییر موضع داد ه اند؟

اولاً من بارها گفته ام که بعضی از افرادی که نام بردید را اصولاً «دانشجوی پیروخط امام» نمی دانم. حکم کردن درباره علت مواضع کنونی افراد بحث نسبتاً پیچیده ای است که پاسخ به آن نیازمند انجام مطالعات پژوهشی علمی است. اما در سطح عمومی اگر بخواهیم تحلیل کنیم، بالاخره تحولاتی در سطح شخصی و روحی ـ روانی افراد و در سطح جایگاه آنان در طبقات اجتماعی و نیز تحولات فاز جامعه و حتی محیط بین الملل اتفاق می افتد که در اندیشه‌ها و مواضع سیاسی افراد و گروه ها مؤثر است.

شایعه دیگری هم وجود دارد که این دانشجویان و برخی افرادی که شما نام بردید، از عمل تسخیر لانه در سال 58 پشیمان شده اند. درحالی که به هیچ وجه این مسئله صحیح نیست و هیچ یک از دانشجویان تا به حال چنین اظهاری نداشته است. البته ممکن و طبیعی است که امروز عده ای تحلیل و نظر دیگری راجع به مسائل کشور داشته باشند؛ اما در درستی و حقانیت اشغال در سال 58 هیچ کسی تردید نکرده است. حتی سال 88 آقای میردامادی از زندان نامه ای را منتشر و در آن از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا دفاع کرد.

کسانی که این شایعات را درباره فتح لانه جاسوسی مطرح می کنند و می گویند کار شوروی بوده یا کار آمریکا بوده و باز می گویند که خود دانشجویان از اشغال آن موقع پشیمان شده اند، همه این شایعات و مساعی برای این است که این بنیان ضد استکباری را خراب کنند که متاسفانه در حال حاضر تاحدی نیز موفق شده اند.

 

*آقای هاشمی چندین بار برای برقراری رابطه با آمریک تحرکاتی داشته اند؛ مثل ماجرای مک فارلین و برخی اقداماتی که در سال 69 داشتند. دانشجویان پیرو خط امام در آن ایام در ماجرای مک فارلین و پس از آن در سال 69 نسبت به برقراری رابطه چه نظری داشتند؟ مخالف بودند؟

تشکلی با نام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، پس از تحویل گروگان ها دیگر وجود نداشت؛ اگر چه در مقطع انتخابات سال 76 از این نام بهره برداری شد. اما اگر سؤال شما از جنبه افکار حاکم به افراد منتسب به این واقعه در سال های بعد است، به خاطر دارم و در منابع مستند هم هست که در همان سال 1365 که سفر مک فارلین در خردادماه آن سال انجام شده بود، و خبر آن در یک روز مانده به 13 آبان برای ضربه زدن به حیثیت نظام اسلامی از سوی ضدانقلاب نفوذی در بیت قائم مقام رهبری در یک روزنامه عرب زبان بیروت منتشر شد، مراسم گسترده ای برای بزرگداشت 13 آبان برگزار شد که جمعی از دانشجویان اشغالگر با شور و تعصب در آن شرکت کردند و آقای موسوی خوئینی ها هم سخنرانی ضدآمریکایی بسیار پرشوری انجام داد. تا سال 70 یا 71 هم فکر می‌کنم با این قضایا مخالف بودند. تحولاتی که در عرصه قدرت پس از رحلت حضرت امام رخ داد که در جای خود قابل بررسی است، موجب آغاز تغییرات و حرکت دفتر تحکیم به سمت تجدیدنظرطلبی شد و بعضی دوستان که در این زمینه مرتبط بودند و این تشکل دانشجویی را ملک مطلق خود محسوب می کردند، در آن اثرگذار شدند. البته تصور می کنم سال 80 یا 81 بود که یک بار آقای میردامادی مطرح کرد که ای کاش ما در زمانی که مک فارلین به ایران آمده بود با او مذاکره می کردیم! در آن زمان در نشریه صبح دوکوهه به این حسرت پاسخ دادم.

 

*شما قبول دارید جزء معدود افراد از دانشجویان پیرو خط امام هستید که هنوز روی موضع قبلی خودتان پایدار ایستاده اید و اگر13 آبان سال 58 دقیقاً همین امروز بود، شما باز هم به آن جا می‌رفتید و اکثر دوستان شاخص شما آن موضع قبلی را ندارند و عقب‌نشینی کرده اند؟

الان که لانه‌ای نداریم تا فتح کنیم.(با لبخند)

این که اکثریت دوستان شناخته شده ما تغییر موضع داده اند و مساله پشیمانی یا عقب نشینی آن ها از اصل اشغال توضیح داده شد و با توجه به جمیع تحولات احتمالی بعید نیست که در حال حاضر مواضعی متفاوت داشته باشند. اما بنده تنها کسی نیستم که امروز این موضع را دارم؛ شاید تنها کسی هستم که به لحاظ تخصص و انگیزه اعتقادی خود در صحنه و در تعامل با رسانه ها بوده و اظهارنظر کرده ام. قطعاً دوستان دیگری هم هستند که اگرچه شاخص و مشهور نیستند، اما در بخش های مختلف نظام در حال خدمت هستند و این مواضع را کماکان تأیید می‌کنند؛ البته جای تأسف است که ما نتوانسته ایم تشکل و هماهنگی خاصی هم ایجاد کنیم که صدا و چهره مان قوی تر شود.

 

*شما اتفاقاتی که در سفارت انگلیس افتاد را قبول دارید؟ همچنین نظرتان درباره مذاکرات صورت گرفته بین ایران و آمریکا چیست؟

مسئله ای که امروز فهم و قبولش مهم است، این است که اندیشه، شیوه و عمل مقام معظم رهبری در امتداد خط امام است. به همین جهت اگر مقرر شود که در جمهوری اسلامی به شکل رسمی مذاکره یا رابطه ای با آمریکا برقرار شود، به لحاظ وجود ساختارهای قوی قانونی در نظام و انسجام آن ها در سیاست های کلان و جواز رهبری و اشراف و تسلط ایشان بر روندهای اجرایی، دیگر اشغال دانشجویی محلی از اعراب ندارد. اگرچه این به معنای عدم تحرک دانشجویان و سکوت تحمیلی نیست؛ بلکه باید راه های مناسب دیگری را برای حضور در صحنه و دفع خطرات و توطئه های دشمن پیدا کرد. به همین دلیل اشغال سفارت انگلیس را در آذر ماه 90 که از سوی بعضی تجدید 13 آبان لقب گرفت، درست ندیدم و بلافاصله اظهار نظر و در روزهای بعد حتی مناظره کردم.

 

به هر حال مسلم است که بنده بعنوان یکی از مخالفین سرسخت مذاکره و رابطه با آمریکا از تحولات فعلی در این موضوع خوشحال نیستم؛ لکن معتقدم در این زمینه باید حق تعیین تکلیف را به رهبری داد و با رفتارهای افراطی حوزه مانور و نرمش قهرمانانه مورد نظر معظم له را محدود نکرد.

 

*34 و 35 سال بعد از اتفاقی که شما و دوستانتان رقم زدید، الان در اروپا این لفظ لانه جاسوسی برای سفارتخانه آمریکا در آلمان و سایر کشورها به کار برده می‌شود. در این رابطه اگر صحبتی دارید بفرمایید؟

تحولات بعد از سال 2000 و اشغال وقیحانه دو کشور در هزاران کیلومتر دورتر از آمریکا و کشتار و جنایت علیه مردم بیگناه این کشورها چهره آمریکا را بیش از پیش برای مردم جهان آشکارکرد. به فضل الهی افشای مسئله جاسوسی آمریکا حتی از دوستانش در آستانه 13آبان ، نشان دهنده این است که ادعای ملت ایران مبتنی بر انجام عملیات جاسوسی در سفارت آمریکا در تهران و ارائه حدود 90 جلد کتاب در مستندات این ادعا، آن هم بیش از سی سال پیش، نماد آگاهی و بصیرت و پیشگامی مردم ایران در کشف این خیانت سیاسی و برای ملت ایران یک پیروزی بزرگ است.

 

* اگر نکته پایانی مدنظرتان هست بفرمایید.

بحث ایران وآمریکا ابعاد گسترده و مسائل مختلفی دارد و بعضی وقت‌ها با کمال تاسف می‌بینم برخی اساتید مسائلی را مطرح می‌کنند که از یک استاد علوم سیاسی پذیرفته نیست. مثلاً گفته می شود که فتح لانه جاسوسی چه منفعتی برای ما داشته است؟

بنده عرض می کنم که همان طور که در مقوله رابطه منافع ملی با امنیت ملی و تعریف منافع ملی و درجه اولویت آن ها به شکل آکادمیک در کتاب های تخصصی درج شده است، اولین سطح منافع ملی حفظ و بقای یک نظام سیاسی در دو حیطه شکلی و محتوایی است که حتی حفظ تمامیت ارضی در درجه بعدی و ذیل این منفعت اولی قرار می گیرد. بسیار روشن است که آمریکا در طول سی و چند سال گذشته به طرق مختلف در صدد براندازی نظام اسلامی در ایران بوده و برای تضعیف و شکست آن از هیچ کوششی خودداری نکرده و کلام مکرر مقامات آمریکایی در این روزها که بدنبال براندازی نظام سیاسی ایران نیستیم، نیز گواهی بر وجود این قصد در گذشته است که اگر نخواهیم به این قسم آمریکا خوشبین باشیم، باید چنین موضعی را هم یک اقدام تاکتیکی برای کشانیدن ایران بر سر میز مذاکره تلقی کنیم. به هر صورت ملت ایران توانست با اشغال لانه جاسوسی و کوتاه کردن دست آمریکا از داخل ایران، بقا و هویت نظام جمهوری اسلامی را که منافع ملی با اولویت سطح اول تضمین و استقلال خود را هم حفظ کند.

 

* منظورتان آقای دکتر صادق زیبا کلام است؟

ایشان حق معلمی به گردن من دارند؛ بحث دیگری که مطرح شده این است که دارایی های ایران را آمریکا پس داده است؛ در حالی که این ادعا درست نیست. در گزارش نخست وزیر به مجلس در زمان آزادی گروگان‌ها برخی جزییات مقادیر و اقلام مسترد شده، مسدود شده و اقدام نشده، آمده است. به یقین ما هنوز اموال منقول و غیرمنقول زیادی در آمریکا داریم که حسب آرای صادره از دادگاه های آمریکا و به اقرار خود آن ها، گاه و بیگاه از این منابع برای پرداخت خسارت و غرامت به مدعیان استفاده می شود! پس اطلاق این ادعا که آمریکا مطالبات ایران را پس داده است ـ اگر بواقع موضع  ایشان  این باشد ـ قطعاً صحت ندارد.

دیگر این که ظاهراً گفته شده که عملیات نظامی آمریکا در صحرای طبس هم اقدامی برای انتقال گروگان ها بوده و آن را حمله ندانسته و از نامگذاری یک روز در تقویم به مناسبت این روز هم انتقاد کرده اند. این تحلیل را هم صحیح نمی دانم؛ زیرا برای خود آمریکا و از نگاه طراحان، مجریان و حامیان منطقه ای آمریکا در انجام عملیات طبس، ماهیت این اقدام کاملاً نظامی و مبتنی بر توانمندی نیروها و تدارکات ارتش آمریکا بود. اگر چنین عملیاتی حمله نظامی نیست، پس چیست؟ آیا یک حمله نظامی نمی تواند ابعاد محدودی داشته باشد و یا برای تحقق هدف محدودی انجام شود؟ آیا حمله نظامی حتماً باید گسترده و در حد اشغال سراسر یک کشور باشد؟ آیا می شود ادعا کرد که اگر این گروه نظامی به تهران می رسیدند، مرتکب هیچ جنایتی نسبت به دانشجویان و ملت ایران نمی شدند و خیلی دوستانه و در کمال مهرورزی اقدام به آزادسازی گروگان ها می کردند؟ البته امروز که این عملیات به لطف الهی خنثی شده و شکست خورده، ابعاد سبعیت ارتش آمریکا در صورت پیروزی عملیات پوشیده مانده و فاجعه ای اتفاق نیفتاده تا شمار قربانی ها و خسارات آن در تاریخ ثبت و حمله نظامی بودن آن اثبات شود! و به راستی سؤال اساسی این است که چطور می شود ارزش و عظمت معجزه الهی در حمایت از مؤمنین را در مقابل ابرقدرت این مقطع از تاریخ ادراک نکرد و به بودن آن در تقویم و یادآوری سالانه اش انتقاد داشت؟!

برچسب ها: جمهوری اسلامی ایران , رئیس‌جمهور محترم کشورمان , آقای دکتر روحانی , سازمان ملل , جمهوری اسلامی , ملل متحد , اسلامی ایران , دبیرکل سازمان , مردم ایران , محت , جمهوری اسلامی ایران , رئیس‌جمهور محترم کشورمان , آقای دکتر روحانی , سازمان ملل , جمهوری اسلامی , ملل متحد , اسلامی ایران , دبیرکل سازمان , مردم ایران , محت , هزار میلیارد تومان , پرداخت یارانه نقدی , برای پرداخت یارانه , محل اصلاح قیمت , هزار میلیارد ریال , قانون هدفمندکردن یارانه‌ها , دویست میلیارد تومان , 5 , فتح لانه جاسوسی , تسخیر لانه جاسوسی , آقای موسوی خوئینی , این اقدام دانشجویان , اشغال لانه جاسوسی , دانشجویان مسلمان پیرو , مقام معظم رهبری , حزب جمهوری
زمان: 2015-06-17 10:24:03

در حاشیه اظهارات اخیر محمد خاتمی آقای خاتمی! اصلاحات «خون» می‌خواست اما «اعتدال» ترور نمی‌خواهد


تحرکات روزهای اخیر جریان اصلاحات حاکی از آن است که تئوری «اصلاحات خون می‎خواهد» در حاشیه دولت اعتدال در حال بازتولید است تا این بار با میدانداری محمد خاتمی، پروژه «اعتدال خون می‏خواهد» کلید بخورد.
خبرگزاری فارس: آقای خاتمی! اصلاحات «خون» می‌خواست اما «اعتدال» ترور نمی‌خواهد

به گزارش خبرگزاری فارس، پس از پایان سفر رئیس جمهور روحانی به نیویورک و پس از ورود ایشان به ایران، دو اتفاق همزمان و نامهم افتاد.

اتفاق اول، حضور عده ای به عنوان حامیان ایشان در فرودگاه بود که گویا به استقبال آقای روحانی رفته و مواضع ایشان را در نیویورک کاملاً پسندیده بودند.

اتفاق دوم نیز حضور عده ای به عنوان منتقدان آقای روحانی بود که مخالف برخی اقدامات ایشان از جمله ماجرای صحبت تلفنی اوباما و ایشان بودند. این عده نیز اگرچه اعتراض خود را با شعار و پلاکارد بیان کردند اما از حضور آنها نیز تندروی هایی گزارش شد.

مهمتر از این دو رخداد اما مواضعی بود که توسط برخی اصلاح طلبان پیرامون این مسئله اتخاذ شد و اعتراضات و فریادهای زیادی از آنها به گوش رسید.

و نکته قابل تأمل نیز اینجا بود که جامعه به استماع این مویه ها از سوی جماعتی نشسته است که همواره یکی از اصلی ترین مطالبات خود را تحمل شنیدن صدای مخالف و آزادی تجمعات بیان می کنند.

البته جامعه ما در حال عادت کردن به این پارادوکس ها است.

چه اینکه در ماجرای برخورد خشن اصلاح طلبان با یک عضو اصلاح طلب شورای شهر تهران که به شهردار اصولگرا رأی داده بود نیز کوس این تناقضات با صدایی شاید بلندتر نواخته شده بود.

تحرکات روزهای اخیر جریان اصلاحات حاکی از آن است که تئوری «اصلاحات خون می‎خواهد» در حاشیه دولت اعتدال در حال بازتولید است تا این بار با میدان داری سید محمد خاتمی، پروژه «اعتدال خون می‏خواهد» کلید بخورد. 

*گزارش خاتمی از یک تجمع اعتراضی کوچک

در میانه این رخدادها اما جالبترین حکایت، سخنان محمد خاتمی در جمع تعدادی از ایثارگران و گزارشی است که وی از ماجرای تجمع اعتراضی فرودگاه ارائه می کند.

البته خوانش این صحبت ها برای تمام کسانی که در سال 88 به دعوت خاتمی به خیابان ها آمده و یا صحبت مشهور او در همان ایام که مردم را به "مقاومت"! فراخواند شنیده بودند، نیز خالی از لطف نیست.

چه اینکه آنها متوجه خواهند شد "امنیت ملت" گزینه مطلوبی است که خاتمی هم اگرچه در سال 88 عملکرد خوبی در قبال آن نداشت اما پیگیر آن است و "دهن کجی به آرای ملت" و سایرین نیز اگرچه شاید در سال 88 از سوی عده ای، امری مباح شمرده شد اما روزگاری هم خواهد رسید که این امر در کلام شخصی مثل آقای خاتمی نکوهش می شود و مشخص هم نیست ایشان چه توضیحی بابت این تناقضات آشکار دارند؟!

گویا تحلیل آقای خاتمی از تجمع کوچک اعتراضی در مقابل آقای روحانی این است که این تجمع در وهله اول سازماندهی شده بوده و در وهله دوم نیز این تجمعات اعتراضی و انتقادی منجر به "ترور" خواهد شد.

او در این رابطه در سخنان خود ضمن تأکید بر سازماندهی شده و نه خودسر بودن این اعتراض می گوید: "اگر جلوی جریانات تخریبی گرفته نشود مثل زمان اصلاحات می‌شود که اوایل این طور بود و بالاخره منجر به ترور شد."

آقای خاتمی همچنین از وزارت اطلاعات و قوه قضائیه با این تأکید که "مسئول هستند!" می خواهد که این قضیه را پیگیری کنند و در ادامه با بیان اینکه من از "امنیت ملت" دفاع می کنم، می گوید: "وجود این جریانات طالبانی و خشن، نشانه آزادی بیان و آزادی فکر نیست، نشانه تخریب و دهن‌کجی به آرای ملت و تصمیمات رهبری و فضایی است که در جامعه ما ایجاد شده است."

آقای خاتمی در اِزای این تحلیل ها و گزارش ها البته در مقابل سوالاتی قرار می گیرد.

*تجمع اعتراضی؛ با ما آری، بر ما خیر!

اولاً ایشان که مدعی "سازماندهی" این تجمع هستند، چرا بیان نکرده اند که این سازمان دهندگان چه کسانی بوده اند؟

آیا این کار ایشان مصداق تخریب و البته کاسبی نیست؟

اگر ایشان اطلاع دقیقی دارد و می داند چه کسانی وقت خود را صرف این رخداد بی اهمیت انتقادی (که قاعدتاً تندروی هایی هم در آن صورت گرفته است) کرده اند، چرا این اطلاع دقیق را در اختیار مراجع ذیربط و یا رسانه ها قرار نمی دهد؟

دقت شود که مثلاً اگر منتقدین آقای خاتمی معتقدند که ایشان جزو اضلاع فتنه سال 88 و از سازمان دهندگان به آن بوده است، برای این قضیه صدها دلیل و مدرک و شاهد دارند و حرف غیر دقیق نمی زنند.

و حتی وزیر اطلاعات وقت، بعنوان بالاترین رکن امنیت کشور، صریحاً بیان کرده است که آقای خاتمی با بزرگواری نظام است که فعلاً به زندان نرفته است.

همچنین باید این نکته را هم به آقای خاتمی گفت که چطور ایشان یک تجمع کوچک را سازماندهی شده می دانند اما خود را ظاهراً از این سوال مبرّا می کنند که نظرشان درباره سازماندهی شده بودن یا نبودن اغتشاشات سال 88 چیست؟! و اساساً اگر معتقد به سازماندهی شدن آن اغتشاشات و آن مطالبات غلط کف خیابانی هستند (که نمی توانند، نباشند) پس در مرحله دوم نظرشان درباره مسببان و عوامل این سازماندهی چیست و آنها را مستوجب چه عقوبت هایی می دانند؟

ضمن اینکه آیا اقرار می کنند که آن اغتشاشات سازماندهی شده، "امنیت ملت" را که مورد خدشه قرار داد یا خیر؟

*درباره اصلاح طلبان و تفکر خطرناک ترور

ثانیاً آقای خاتمی در گزارش گفته شده، نگرانی خود را از مقوله ای به نام "ترور" نیز اعلام می کنند.

یک نگرانی درست؛ البته از جانب کسی که باید در رابطه با ترور! به سوالات و ابهاماتی پاسخ بدهد.

ابهام اول این است که چطور ایشان به خود اجازه می دهد از یک تجمع اعتراضی کوچک، نتیجه "ترور" را بگیرد؟

مگر این اصلاح طلبان نیستند که صبح و شام از لزوم آزادی تجمعات در ایران سخن می گویند؟

همچنین باید این نکته را در ساحت افکار عمومی جامعه گفت که آقای خاتمی قبل از نگرانی از بابت ترور؛ بیشتر باید به نگرانی های بزرگتر و سوالاتی پیرامون پرونده قتل های زنجیره ای (که در دوران صدارت ایشان رخ داد)، پرونده ترور مرحوم لاجوردی، چرایی حضور عواملی از مجاهدین خلق در قامت "اصلاح طلب" در کنار ایشان، چرایی تأکید بر ادامه راه مجاهدین خلق در تفکر عددی از دوستان آقای خاتمی و غیره پاسخ دهند!

و هزار نکته باریکتر زِ مو پیرامون ارتباط ترور و اصلاح طلبان همینجاست.

در اینجا از ذکر این ابهام نیز نمی توان خودداری کرد که آقای خاتمی که یک تجمع اعتراضی کوچک را زمینه ساز "ترور" می دانند؛ آیا نظری درباره این مسئله دارند که حوادث هزاران برابر این رخداد در سال 88؛ به مراتب نطفه شوم ترورهای بیشتری را در دامان خود پرورید؟

مسببان آن حوادث منجر به ترور ده ها شهروند ایرانی اکنون کجا هستند، چه می کنند و چه می گویند؟

*در مذمت دهن کجی به آرای ملت و شناخت صحیحتر از دهن کجی

و ثالثاً آقای خاتمی در صحبت های اخیر خود در مذمت مسئله ای سخن گفته اند که شاید بتوان، آنرا مثل رأی دادن ایشان در انتخابات مجلس نهم، گامی در جهت بازگشت به سمت مردم و توبه از فتنه گری در سال 88 ارزیابی کرد.

ایشان در مذمت دهن کجی به آرای ملت و تصمیمات رهبری سخن گفته اند. حبذا...

البته منهای نشانه خوب توبه و اِنابه، باید درباره گزارش آقای خاتمی گفت که یک جمعیت کوچک و معترض مصداقی از دهن کجی به آرای ملت و تصمیمات رهبری نیست!

اگر اینطور باشد که باید باب انتقاد از رئیس جمهور را به بهانه دهن کجی به آرای ملت بست.و عجیب آنکه آقای خاتمی و دوستان اصلاح طلب ایشان به همین نکته معمولی نیز اشاره نمی کنند!

باید اذعان کرد و آقای خاتمی هم قاعدتاً می دانند که دهن کجان به رأی ملت و تصمیمات رهبری، نه این جمعیت کوچک مجتمع شده در جلوی در فرودگاه و معترض به تماس تلفنی اوباما و روحانی، که جمعیت بزرگ اما کم رمق اغتشاشگران در سال 88 بودند که با دعوت آقای خاتمی و دوستانشان به خیابان آمدند و در مقابل رأی اکثریت مردم ایران ایستادند و جالب آنکه اکنون نه آقای خاتمی و نه دوستانشان حاضر به عذرخواهی، توبه و بیان واقعیت ها؛ حتی در محضر اغتشاشگران هم نیستند؛ چه برسد به ملت ایران که اکنون خود بهترین قاضی برای عمل ایشان و دوستانشان در آن فتنه و البته در فتنه سال 78 و کوی دانشگاه هستند.

برچسب ها: جمهوری اسلامی ایران , رئیس‌جمهور محترم کشورمان , آقای دکتر روحانی , سازمان ملل , جمهوری اسلامی , ملل متحد , اسلامی ایران , دبیرکل سازمان , مردم ایران , محت , جمهوری اسلامی ایران , رئیس‌جمهور محترم کشورمان , آقای دکتر روحانی , سازمان ملل , جمهوری اسلامی , ملل متحد , اسلامی ایران , دبیرکل سازمان , مردم ایران , محت , هزار میلیارد تومان , پرداخت یارانه نقدی , برای پرداخت یارانه , محل اصلاح قیمت , هزار میلیارد ریال , قانون هدفمندکردن یارانه‌ها , دویست میلیارد تومان , 5 , فتح لانه جاسوسی , تسخیر لانه جاسوسی , آقای موسوی خوئینی , این اقدام دانشجویان , اشغال لانه جاسوسی , دانشجویان مسلمان پیرو , مقام معظم رهبری , حزب جمهوری , خاتمی، پروژه «اعتدال , خون می‏خواهد» کلید , می‏خواهد» کلید بخورد , تجمع اعتراضی کوچک , محمد خاتمی، پروژه , حاشیه دولت اعتدال , روزهای اخیر جریان , اخیر
زمان: 2015-06-17 10:24:04

كوسه هاي پرنده و شناگر!

دفاع مقدس هشت ساله آموزه ها و تجربه هاي ارزشمندي براي انقلاب اسلامي ايران برجاي گذاشت. يكي از آنها سرمايه گذاري آگاهانه و هوشمندانه براي ساخت تجهيزات و تسليحات نظامي بود. دشمنان ايران به ويژه آمريكايي ها انتظار داشتند كه پس از اتمام جنگ تحميلي ايران درصدد تقويت بنيه نظامي اش برآيد، اما انتظار نداشتند با اين شتاب و بدون اتكا به بيگانگان بتواند به پيشرفتي برسد كه در سايه آن سلاح هايي بسازد كه موجب رعب و وحشت مقامات سياسي و نظامي آمريكا شود. گزارش چند روز پيش روزنامه واشنگتن پست از توانايي هاي نظامي ايران كه با برخي از گزارش هاي پنتاگون همخواني دارد، برخي از واقعيت هاي نظامي ايران و آمريكا را در خليج فارس آشكار مي كند. اين گزارش پس از اشاره به برخي از توانايي هاي موشكي و ناوگاون قايق هاي تندرو و و زيردريايي هاي ويژه ايران مي نويسد: اين سيستم هاي نظامي ايران به فرماندهان اين كشور اعتماد به نفس جديدي مي دهد مبني بر اينكه آنها مي توانند در صورت بروز جنگ، سريعاً ناوهاي آمريكايي را نابود و يا اينكه به آنها خسارت وارد كنند. نگراني آمريكايي ها كاملاً بجاست؛ زيرا «كوسه هاي پرنده و شناگر» ايران مي توانند در يك چشم بر هم زدن از خشكي و دريا به ناوگان دريايي آمريكا حمله كنند. آمريكايي ها كه در برنامه هاي تبليغاتي شان معمولاً دستاوردهاي نظامي عرضه شده ايران در رزمايش ها را دروغ معرفي مي كردند، در زمان برآورد نظامي ايران دقيقاً بر روي آنها انگشت مي گذارند و هراس شان از آنها را آشكار مي كنند.
موشك خليج فارس با سرعت چند برابر صوت و قدرت بالا و دقيق رهگيري كشتي هاي دشمن و قايق هاي تندرو و مين ريز كابوس جديد مقامات آمريكايي در درگيري احتمالي با ايران است. در هيش و بيص اين نگراني جا دارد آنها از خود بپرسند: آيا ايران به غير از اين سلاح هاي مرگ آفرين سلاح هاي ديگري هم دارد؟ تجربه و عقل فعال و هوش نظامي مي گويد، برگ هاي برنده معمولاً مستورند و در بزنگاه ها چهره افروزي مي كنند! حال بايد ديد آمريكايي ها به چه ميزان اين موضوع را قبول دارند «صبح صادق»

برچسب ها: جمهوری اسلامی ایران , رئیس‌جمهور محترم کشورمان , آقای دکتر روحانی , سازمان ملل , جمهوری اسلامی , ملل متحد , اسلامی ایران , دبیرکل سازمان , مردم ایران , محت , جمهوری اسلامی ایران , رئیس‌جمهور محترم کشورمان , آقای دکتر روحانی , سازمان ملل , جمهوری اسلامی , ملل متحد , اسلامی ایران , دبیرکل سازمان , مردم ایران , محت , هزار میلیارد تومان , پرداخت یارانه نقدی , برای پرداخت یارانه , محل اصلاح قیمت , هزار میلیارد ریال , قانون هدفمندکردن یارانه‌ها , دویست میلیارد تومان , 5 , فتح لانه جاسوسی , تسخیر لانه جاسوسی , آقای موسوی خوئینی , این اقدام دانشجویان , اشغال لانه جاسوسی , دانشجویان مسلمان پیرو , مقام معظم رهبری , حزب جمهوری , خاتمی، پروژه «اعتدال , خون می‏خواهد» کلید , می‏خواهد» کلید بخورد , تجمع اعتراضی کوچک , محمد خاتمی، پروژه , حاشیه دولت اعتدال , روزهای اخیر جریان , اخیر , هاي نظامي ايران , نظامي ايران , هاي نظامي , سلاح هاي , هاي تندرو , خليج فارس , توانايي هاي , قايق هاي , نظامي , آمريكايي , گزارش , آمريكا , توانند , نگراني , معمولاً , ا
زمان: 2015-06-17 10:24:04

غائبین عرصه فتنه ستیزی و عدالت و سابقین عرصه رقابت و قدرت

به نام خدا

در سالهای اول دهه 1380 شمسی که جریان ساختارشکن اصلاحاتی هاي مست و مغرور در مناصب بر سر قدرت بودند،دراواخر عمرحاکمیت شان به چند نفری از حامیان نماینده وقت مجلس فرصت حضور در پاره ای مناصب و مدیریت های شهرستانی را داده بودند،نگارنده این سطور به اقتضای وظیفه دینی و ملی و نیز مسئولیت رسمی خود که همانا حفاظت از دستاوردهای انقلاب اسلامی و دفاع از حریم و کیان نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده و هست،ضمن اهتمام مستمر به تحلیل و افشای ماهیت واهداف پنهان وآشکاراصلاحاتی ها که همانا تلاش برای دگرگون سازی ساختاری و ماهوی در نظام مقدس جمهوري اسلامي وانحراف در اهداف وآرمانهاي امام راحل بود؛ در عین حال و در همین راستا به نحو جدی در صدد ایجاد انسجام بین نیروهای فعال و غیر فعال مخالف و مقابل به ویژه متدینین،حزب الهی ها و بسیجیان حول محور اندیشه های تابناک رهبر شجاع ودوراندیشمان حضرت آیت حق الامام خامنه ای مدظله العالی و در راستای حفاظت از آرمانهای امام و دفاع از نظام برآمده بود،پس ازتلاش زیاد موفق شد تا مدیران مذكور(غیر اصلاحاتی)را در یک جلسه ای دور هم جمع نماید،دراین انجمن بدواً دوست خوبمان جناب حجت الاسلام آقای حسینی طلب مدیر محترم سازمان تبلیغات ضمن موعظه ی اخلاقی مطالب ارزشمندی در زمینه خطرات نفسانی ناشی از قدرت بیان داشتند و همه مستفیض شدیم .
آنگاه حقیر که مطالبه کننده اصلی این انجمن بودم،با بهره گیری والهام از بیانات مولایمان امام خامنه ای که جانم فدای او باد،ضمن ارائه تحلیلي از شرایط آن زمان کشور،هدف ازتشکیل این جلسه را تبادل نظر پیرامون موضوعات مهم و حساس مبتلا به نظام،کشور،استان و شهرستانمان ونیز تعیین دستور کار و رویه ای برای تکرار دوره ای جلسات در آتی اعلام و به یاد دارم که چند موضوع واز جمله نحوه تلاش برای تحقق مطالبه مهم مقام معظم رهبری مبنی بر: مشارکت حداکثری در انتخابات،کمک به مردم در جهت انتخاب اصلح،چگونگی خدمت و تلاش برای اعاده و ترمیم اعتماد مردم به نظام ودولت که دراثر عملکرد دولت های سازندگی واصلاحات آسیب دیده بود.و نیزتلاش برای وادار کردن نماینده وقت مجلس به تعامل با مدیران و موکلان صاحب نظرش زیرا که او با هیچکدام تعامل مناسبی نداشتند،به عنوان دستور کاراین جلسه وجلسات آتی پیشنهاد دادم ،بعد از مطالب حقیر جناب حسینی طلب ضمن تایید کامل مطالب به ویژه آن بخش از مطالب که به نماینده وقت مربوط می شد را حرف دل همه اعلام کردند و گفتند:«اینها حرف دل همه ماست که فلانی با شجاعت بیان کردند.»
غرض از بیان این خاطره آن بخشی است که در ادامه خواهم آورد وآن این است که سپس یکی از آقایان حاضر در جلسه كه از  مدیران نبود وهنوز هم برای حقیر جا نیفتاده است که چرا و با چه مبنایی به خود حق می داد که در این جلسه حضور داشته باشد !!!؟هم او به جهت قیمومیتی که بر بعضی از مدیران مذکور برای خود قائل بود نگذاشت آن انجمن هرگز تکرار شود! در جای خود تکانی خورد دو زانو نشست سینه خود را صاف و گلویی تازه کرد بادی به غب غب انداخت و قیم مآبانه گفتند :«من آمده بودم تا در یک وقت حداقل دو ساعته مطالب مهمی را به شما ارائه کنم ولیکن متاسفانه  وقت گذشت و در این جلسه هم مطالبی گفته شد که نیاز مردم و موضوعات روز ما نیست.» و در ادامه به اصطلاح گزارشی از اقدامات آقای نماینده به عنوان وکیل وصی او ارائه کردند از جمله تلاش برای نصب دو تن از حاضران به مدیریت دو تااز ادارات شهرستان وآنگاه اهداف خود را از شرکت در جلسه به این نحو اعلام کردند: «من می خواهم بدانم که شما ها از این دو مدیر جدیداً منصوب شده که فرماندار آنها را نمی پذیرد و در جلسات راه نمی دهد و یا دعوت نمی کند،حمایت می کنید؟یا با ما همکاری و همراهی می کنید تا دسته جمعی برویم و به فرماندار اعتراض و با او برخورد کنیم؟»!
(طرفه اینکه دو مدیر مذکور بویژه یکی از آنان چندان خوش نام هم نبودند!!! )
 ضمن تاسف بر چنین نگرشی، در عین حال قضاوت و داوری پیرامون اینکه کدام دیدگاه ناظر بر نیازهای همگانی مردم و با اهمیت و پسندیده ؟وکدام دیدگاه در دایره تنگ وبسته ی گروهی بیان شده و ناصواب است را به شعور بالای مخاطبین و خوانندگان وا می گذاریم، البته خود او و برخی از انگشت شمار هم سلیقه هایش بعدها در همان انتخابات که در آن جلسه آن را از موضوعات مورد نیاز جامعه نمی دانستند به قضاوت نشستند و آن انتخابات را چندان با اهمیت و سرنوشت ساز و بلکه حیاتی یافتند که خود را ناگزیر از درانداختن طرح اتحاد با اغیار دیدند وبر علیه مردم وبرخی ارزشهایشان، با رقبای دیرینه که در رقابت های دوره های قبل خود با آنان ، چند نفر از خلق الله ساده دل را به مسلخ برده وپای قدرت خویش قربانی کرده بودند،متحد شدند و در کنار کسانی قرار گرفتند و نشستند که به بسیج وسپاه توهین کردند برخی شان با کفش روی فرشهای مسجد رفتند و مسجد را ملوث کردند!!!و در عین غداری با مردم، در یک همنوایی شوم سرود همراهی و همدلی و همداستانی سراییدند و در واقع نیمه ای از چهره پنهان خود را نشان دادند،البته آنچه که در نزد مردم با شعور و بصیر ما مقبول نیفتاده و نخواهد افتاد،همنوایی و هم آوایی با حرمت شکنان حریم ولایت و مقدسات و هتاکان به گلهای بوستان خمینی و خامنه ای یعنی بسیجیان با ایمان و پاسداران حریم ولایت بوده و هست وخواهد بود .
همانها در انتخابات بعدی نیز بدون اینکه به روی خود بیاورند دراعترافی دیگر انتخابات را آنقدر حیاتی و البته بیش از ملت برای خود سرنوشت ساز یافتند و آنگاه که حنای خود را در اینجا بی رنگ احساس کردند نیمه دیگر چهره خودرا نشان داده ودر یک دهن کجی آشکار،با غداری همانند روزگار،مردم دیار خود را وانهادند!وخیرخواهانه!به شهرستان همسایه اسباب کشی کرده و بسان فرشتگان نجات!؟خیمه برپا کرده و اردو زدند تا سعادت و خوشبختی را به مردم آن دیار ارزانی دارند و ارمغان ببرند!!!چه بسا در راه سعادت و خوشبختی مردمان آن بلده شریفه چندان مجاهده کرده وایثار ها، فداکاریهاوشیرین کاری های زیادی کردند!؟که باید گفت خوشا به همسایه!چرا که همای سعادت بر دوششان نشسته و فَرهِ ایزدی شامل حالشان شده بود تا میزبان چنین ميهمانان لابد خوانده ای باشند!درشگفتم! که چرا مردم شریف آن بلده قدراین نعمت را ندانسته و نمک نشناسی کردند!و موجبات رنجش خاطر میهمانان شریف خود را فراهم آورده و کوچشان دادند!؟
اینک همانان(غائبین عرصه فتنه ستیزی و عدالت و سابقین عرصه رقابت و قدرت)بعد از آنیکه خوشبختی دائم مردم شریف همسایه را تضمین کردند!به علت ناسپاسی،قدر نادانی و نمک نشناسی مردم همسایه!؟ افتخار دادند که چرا این همای سعادت را بر بام مردم دیار خود ننشانند و فره ایزدی را ارزانی شان ندارند!؟ولذاست که فصل قشلاق را پایان یافته تلقی و مردم همسایه را بیش از این شایسته حضور خود ندانسته و قصد ییلاق کرده و کوس کوچ نواختند و بانگ رحیل برداشتند واسباب کشی کرده و به ییلاق شتافتند و بسان پرستوان مهاجر آمدند و نوید بهار و بهاران دادند!،در هوای بهاری سفره ی لابد وفاداری!در مقابله باغدر و غداری!ونه برای جباری و قهاری!،گسترانیدند!،با عرض پوزش از مدعوين وشركت كنندگان كه بسياريشان ازسركنجكاوي حضور داشتند،بازهم با دست كم گرفتن شعور و بصيرت سياسي  مدعوین ومردم در هيبت داعياني داعيه دار نجات ورستگاري آنان ظاهر شدند! و در يك اقدام فريبكارانه،تحريك كننده وغير ضرور كه تنها به دامي بر سر راه رقباي احتمالي ومردم مي ماند!،وبه هيچ عنوان بوي مصالح ملي ومحلي ومودت براي مردم اين خطه ازآن استشمام نمي شود،بلكه بستري است براي پاشيدن تخم تفرقه ونقار ،كينه و كدورت و ضرر و ضرار،عليه اتحاد،وفاق و اتفاق ونتيجه آن لا جرم به كام نفاق  !!!كه البته متاسفانه آنطور که یک پایگاه اطلاع رسانی نوشته است گویا نماينده محترم مردم در مجلس هشتم،بي تحمل وبدون تامل وناخواسته در دام آنان گرفتار آمده و واكنش شتاب زده اي نشان داده!وآنان را در نيل به مقصود كه همانا انتخاباتي  ورادیکال كردن فضاي جامعه است مدد رسانده است!
نگارنده ضمن هشیارباش به فعالان سياسي از رقباي احتمالي ايشان و هوادارنشان خواهش مي كنم كه مواظب باشيد در دام مزورانه بانيان اين اقدام بسيار بی گاه  گرفتار نشوند وفضاي جامعه را زود هنگام درگير رقابتهاي تند و فرساينده انتخاباتي نكنند؛درعين حال به بانيان اين اقدام فريبكارانه مي گوييم،آقايان بيايید باخود و خداي خود و مردم خود صادق باشيد وبه سوالات ذيل پاسخ بگوييد!؟
1- بفرمايید اين دعوت و داعيه داري زودهنگام وناگاهان و يك سال مانده به انتخابات براساس كدام قاعده وقانون تجمعات سياسي وانتخاباتي برگزار شده است؟
2-اين اقدام در راستاي كدام مصالح ملي واولويت بندي هاي ملي و محلی صورت گرفته است؟
3-اين اقدام ناظر به كدام نياز فوري  و فوتي مردم استان وشهرستانهايمان مي باشد و حاصل آن براي مردم چيست؟
4-آيا اين اقدام در راستاي حمايت و كمك به تحقق مطالبه ی ملي و بزرگ و اولويت دار مقام معظم رهبري براي سال 1390  يعني جهاد اقتصادي بود!؟
5-آيا اين اقدام درراستاي كمك به تحكيم وتثبيت طرح بزرگ وملي هدفمند كردن يارانه هاي دولت كه مردم ما از بهره مندان بزرگ آن هستند سازمان دهي شده است؟
6-آيااين انجمن به منظورجمع بندي نظرات كارشناسي صاحب نظران مدعو براي طرح درمجلس بوده است ؟
7-آيا همايش براي كمك به ديدگاههاي كارشناسي در جهت تقويت و تحقق ساير بخشهاي طرح تحول اقتصادي دولت )اصلاح نظام بانكي،اصلاح نظام مالياتي،اصلاح نظام توزيع،تقويت پول ملي و...(بوده است؟
8-يا اين اقدام در راستاي ارائه ی نظرات كارشناسي به دولت و كمك به طرح هاي مهم ساخت مسكن وايجاد اشتغال چند ميليوني براي جوانان در سال 1390 مي باشد؟
9-آيا بر آن بوده ايد تا در این تجمع عليه سران فتنه وفتنه گران شعاري سر دهيد واعلام موضع كنيد؟
10-آيا در انجمن شما مطلبي ويا شعاري در حمايت از قيام ها و خيزش هاي مردمي مسلمانان منطقه وعليه استكبار جهاني ، اين خصم ملت هاي انقلابي ايران وجهان اسلام و عون مستبدین فتنه گران گفته شده است؟!
11-اينكه شعري گفته ايد ودر قافيه اش مانده باشيد جاي تعجب ندارد!زيرا كه شعرهاي بدتركيب وبد قافيه زياد گفته ايد وليكن عجب همگان از آنست كه نامزد مورد نظرتان كه بنام او دعوت كرده ايد به منظور ماست مالي گاف بزرگي كه داده ايد،گاف بزرگتري داده است واعلام كرده است كه انجمن ما انتخاباتي نيست،! آيا اين نحو بازي كردن،توهين به شعور سياسي مدعوين،شركت كنندگان،شنوندگان،مردم ومسئولين نيست؟!آيا"دم خروس را باور كنيم يا قسم حضرت عباس)ع( را ؟"
12-اگر آنطور كه بر خلاف عمل،در قول گفته ايد قصد فعاليت انتخاباتي در ميان نبوده!!! بفرماييد نسبت بين شما)داعيان(ومدعوين وشركت كنندگان چه بوده است؟! آيا قصدتان ضيافت اطعام ايتام وفقرا بوده؟يا پاي مراسم جشن وسرور ازدواج مجدد و تجديد فراش بانيان در ميان بوده؟!شايد هم به تأسي از آقاي مشايي جشن نوروز در جهت پاسداشت ميراث ايران باستان برگزار كرده ايد؟!به هرحال هر چه هست درخدمت منافع مردم نبوده و نخواهد بود، بلكه از آن جهت كه براي 11ماه آينده مردم رابه جان هم انداخته ايد  و كينه ها را افزايش داده ايد به عنوان يك ...!دركارنامه شما ثبت خواهد شد!
البته مطالب وسوالات فراوان ديگري در ذهن نگارنده  و خوانندگان محترم دپو شده كه مي گذاريم  و مي گذريم  تا جواب اين سوالات پرسيده شده داده شود ووقتش برسد.                                                                                                         


                                                والسلام علي من اتبع الهدي
                                              محسن عدالتمند

 

 

 

 


 

برچسب ها: جمهوری اسلامی ایران , رئیس‌جمهور محترم کشورمان , آقای دکتر روحانی , سازمان ملل , جمهوری اسلامی , ملل متحد , اسلامی ایران , دبیرکل سازمان , مردم ایران , محت , جمهوری اسلامی ایران , رئیس‌جمهور محترم کشورمان , آقای دکتر روحانی , سازمان ملل , جمهوری اسلامی , ملل متحد , اسلامی ایران , دبیرکل سازمان , مردم ایران , محت , هزار میلیارد تومان , پرداخت یارانه نقدی , برای پرداخت یارانه , محل اصلاح قیمت , هزار میلیارد ریال , قانون هدفمندکردن یارانه‌ها , دویست میلیارد تومان , 5 , فتح لانه جاسوسی , تسخیر لانه جاسوسی , آقای موسوی خوئینی , این اقدام دانشجویان , اشغال لانه جاسوسی , دانشجویان مسلمان پیرو , مقام معظم رهبری , حزب جمهوری , خاتمی، پروژه «اعتدال , خون می‏خواهد» کلید , می‏خواهد» کلید بخورد , تجمع اعتراضی کوچک , محمد خاتمی، پروژه , حاشیه دولت اعتدال , روزهای اخیر جریان , اخیر , هاي نظامي ايران , نظامي ايران , هاي نظامي , سلاح هاي , هاي تندرو , خليج فارس , توانايي هاي , قايق هاي , نظامي , آمريكايي , گزارش , آمريكا , توانند , نگراني , معمولاً , ا , اين اقدام , تلاش برای , نماینده وقت , این جلسه , آيا اين , گفته ايد , مردم همسایه , نمک نشناسی , وشركت كنندگان , مردم شریف , بانيان اين , نظرات كارشناسي , همای سعاد
زمان: 2015-06-17 10:24:04

روحانی رأی آورد یا پیروز شد؟

خبرگزاری فارس: روحانی رأی آورد یا پیروز شد؟

روحانی واقعاً هنرمند است. او اثبات کرد هدف وسیله را توجیه می‌کند. اما کاش این کار را با لباس پیامبر نمی‌کرد. او اکنون رئیس جمهور ماست اما با شاخص‌های دموکراسی رأی آورد نه مردم‌سالاری دینی.

سازمان مجاهدین انقلاب در تاریخ 1388/03/18- یعنی چهار روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری – طی نامه‌‌ای به رئیس جمهور وقت، انتخابات 1384 را نیز زیر سؤال برد و خطاب به ایشان نوشت: �سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از آنجا که انتخاب شما را، انتخابی ناسالم و بر اساس دوپینگ‌های خلاف قانون می‌دانست و بنابر دلایل دیگری که ذکر آن را در این نامه ضروری نمی‌داند، طی چهار سال که پست ریاست جمهوری را به ناحق! تصاحب کرده‌اید هرگز شما را مستقیماً مخاطب قرار نداده و از شما به عنوان رئیس جمهور نیز نام نبرده است.� گیرنده‌ این نامه چهار روز بعد با 25 میلیون رأی دوباره رئیس جمهور شد اما مدعیان انحصاری دموکراسی نه او ر‌ا رئیس‌جمهور دانستند و نه رأی را سالم قلمداد کردند. قطعاً نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی از این الگو برای روحانی استفاده نمی‌کنند؛ هم او را رئیس جمهور می‌دانند و هم به رأی مردم تمکین خواهند کرد. اما به واسطه آنچه در ادامه خواهد آمد و مبتنی بر �شالاتانیزم محاوره‌ای� و مواجهه‌ای که روحانی در انتخابات با نظام داشت، ما از الگوی آقای نوبخت استفاده می‌کنیم که در برنامه شناسنامه گفت: �‌ما هیچ موقع دلمان با رئیس‌جمهور سابق صاف نشد�، روحانی رأی آورد و رئیس‌جمهور است اما پیروز نشد. در فرهنگ ایرانی – اسلامی هیچ آورده‌ای پیروزی قلمداد نخواهد شد مگر با اخلاق، یک‌رنگی، صداقت و تواضع همراه باشد. بنابراین روحانی پیروز این صحنه نبود، پیروز کسی است که وقتی پایه‌های رأی را لرزان می‌بیند به هر دستگیره‌ای برای نجات دست نیندازد و هدف وسیله را توجیه نکند. قطعاً‌ روحانی در این چهار سال از کنش نفس لوامه عذاب خواهد کشید و این عذاب زمانی برافروخته خواهد شد که لباس پیامبر را در تن خود حس می‌کند. علاوه بر آن تفاوت رأی امسال روحانی با رأی 1392 بیش از 6 درصد یا حدود 5 میلیون نفر است. برای این پنج درصد چه‌ها که نکرد. او وقتی مشاهده کرد که عمل چهار ساله رأی را به 51 درصد قبلی هم نمی‌رسد از برائت از اعدام منافقین تا به کارگیری بیت امام، از بی‌بی‌سی فارسی تا آمدنیوز، از ظریف تا خاتمی و از تدلیس تا حمله به نهادهای دیگر، از چنگ‌اندازی به صورت نظام تا تهدید وحدت ملی، از تولید دهها مسئله حقوق بشری برای تشدید تحریم‌های غیرهسته‌ای تا بیرون کشیدن هاشمی از قبر و... در دستور کار قرار داد. روحانی واقعاً یک هنرمند بزرگ است. زمانی که در بدو ورود به قدرت در سال 1392 اعلام کرد:�هنر ارزشی و غیر ارزشی نداریم� نمی‌دانستم که خود نیز به همین الگو پایبند است و این هنر را از زمانی که احساس کرد رأی به سختی در حال رشد است به کار گرفت و موفق شد. او الگوی خوبی برای رقابت ارائه کرد اما نه در چارچوب مردم‌سالاری دینی که در قالب دموکراسی غربی قابل بازنمایی است. اما منطق اینکه روحانی را هنرمندی چیره‌دست می‌دانیم چیست؟ اسناد این هنرمندی را چگونه باید رؤیت کرد.

- این هنر روحانی است که هم پرچمدار آزادی است و همزمان در همین انتخابات، دولت او ده‌‌ها شکایت از رسانه‌‌ها را به دادگاه فرستاد.

- این هنر روحانی است که در عین شعار:�تحریم‌های غیرهسته‌ای را هم ‌برمی دارم� به عنوان مقام عالی‌رتبه کشور ده‌ها مسئله حقوق بشری برای تشدید تحریم‌های غیرهسته‌ای تولید کرد که می‌توان از آن به آزاد نبودن جوانان، دانشگاه‌ها، زنان و اعدام و زندان نام برد.

- این هنر روحانی است که با حملات به صدا و سیما، قوه‌قضائیه و نیروهای مسلح کلاه گشادی را بر سر رأی‌دهندگان گذاشت و آنان را از پرونده خالی و برنامه آینده دور کرد. اما اگر آن مجموعه‌ها هر اشکالی هم داشته باشند در فردای انتخابات ارتباطی به رئیس‌جمهور پیدا نخواهد کرد و کسی مطالبه‌ای از او نمی‌کند و قانون نیز وظیفه‌ای برای رئیس‌جمهور در این‌باره مشخص نکرده است.

- این هنر روحانی است که هر آنچه خود انجام می‌داد همزمان به رقیب نسبت می‌داد یا به رقیب درباره آن اعتراض می‌کرد.

- این هنر روحانی است که همزمان با اتصال یارانه میلیون‌ها نفری که قبلاً قطع کرده بود و افزایش یارانه سه برابری 6 میلیون نفر، در چشم رقیب زل می‌زد و می‌گفت: از کجا می‌خواهید یارانه بدهید؟ منابع از کجا می‌آورید؟

- این هنر روحانی است که به‌رغم به کارگیری همه مدیریت و منابع کشور به رقیب می‌گوید اتوبوس از کجا می‌آوری؟

- این هنر روحانی است که 49 ساعت از وقت صدا و سیما را اختصاصاً به خود و معاون پوششی‌اش اختصاص داده است (به جز اخبار) و شهر به شهر رفت و به صدا و سیما حمله کرد.

- این هنر روحانی است که به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی روی گسل‌های قومی و مذهبی کشور برای رأی حرکت کرد و حاضر شد وحدت ملی را فدای رأی کند.

- این هنر روحانی است که همه رسانه‌های فارسی‌‌زبان غرب و اپوزیسیون و ضد انقلاب از او حمایت کنند اما او داخل نظام محسوب شود. امثال آمدنیوز صدها تهمت و افترا به رهبری ببندند و از روحانی حمایت کنند.

- این هنر روحانی است که همزمان با حملات به بسیج و سپاه، وزیر خارجه و دیپلمات‌ها را که در شرایط مشابه نیروهای مسلح هستند در انتخابات به کارگیری شوند.

- این هنر روحانی است که بگوید �امام رضا را برایمان بگذارید� اما در یک اقدام بی‌سابقه بیت امام را به کار گیرد.

- این هنر روحانی است که نظام امام و حکم امام در اعدام منافقین را مورد حمله قرار دهد و همکار احمد منتظری شود اما بیت امام با وی همراهی و احمد منتظری هم از ایشان اعلام حمایت کند و جذب رأی منافقین و خانواده آنها را بر 17 هزار شهید ترور مقدم دارد.

- این هنر روحانی است که ابلاغیه تفکیک زن و مرد در نهادها و ادارات توسط دولت ایشان ابلاغ شود اما با صراحت اعلام کند �با تفکیک جنسیتی مخالفیم� و رقیب را به دیوارکشی بین زن و مرد متهم کند.

- این هنر روحانی است که در عین چرخش کلیپ مشاجره وی با شهید چمران در مجلس درباره تقاضای اعدام در نمازجمعه و همچنین تهدید بدحجابان، نظام را متهم به 38 سال اعدام و ممانعت از آزادی‌‌های اجتماعی کند.

- این هنر روحانی است که طراحان فتنه 1388 اتاق عملیات روانی وی را هدایت می‌‌کردند اما به کسانی که جرمشان فقط وزیر دولت سابق است، حمله کند.

این هنر روحانی است که جرم فریدون، ابلاغ حقوق‌های نجومی، صندوق ذخیره فرهنگیان را با نبات امام رضا (ع) می‌پوشاند.

- این هنر روحانی است که به‌رغم آنچه در سطور قبل آمد می‌تواند در اولین دیدار در چشمان رهبری نگاه کند و لبخند بزند.

روحانی واقعاً هنرمند است. او اثبات کرد هدف وسیله را توجیه می‌کند. اما کاش این کار را با لباس پیامبر نمی‌کرد. او اکنون رئیس جمهور ماست اما با شاخص‌های دموکراسی رأی آورد نه مردم‌سالاری دینی. نیروهای انقلاب بر خلاف سازمان مجاهدین و دیگر اصلاح‌طلبان به رأی ملت تمکین می‌کنند و مسئولانه می‌پذیرند اما منبعد روحانی را با الفاظی همچون �جناب روحانی�، �آقای روحانی� و �دکتر روحانی� خطاب خواهند کرد و هرگز احتیاطاً لفظ �حجت‌الاسلام� را دیگر استفاده نخواهد کرد. مهم‌ترین شاخه اجتماعی علمای شیعه، دوری از زخارف دنیا و آمیختگی زبان و عمل به اخلاق و دوری از خصایصی است که به قدرت اصالت می‌دهد. اما او تا گاو و ماهی تاخت و تا آنجا پیش رفت که مورد اعتراض اصلاح‌‌طلبان معتقد به نظام و خبرگان قرار گرفت. او رأی‌ آورد اما پیروز نشد. اگر او را پیروز بدانیم دموکراسی غربی را جایگزین مردم‌سالاری دینی کرده‌ایم. عبدالله گنجی

برچسب ها: جمهوری اسلامی ایران , رئیس‌جمهور محترم کشورمان , آقای دکتر روحانی , سازمان ملل , جمهوری اسلامی , ملل متحد , اسلامی ایران , دبیرکل سازمان , مردم ایران , محت , جمهوری اسلامی ایران , رئیس‌جمهور محترم کشورمان , آقای دکتر روحانی , سازمان ملل , جمهوری اسلامی , ملل متحد , اسلامی ایران , دبیرکل سازمان , مردم ایران , محت , هزار میلیارد تومان , پرداخت یارانه نقدی , برای پرداخت یارانه , محل اصلاح قیمت , هزار میلیارد ریال , قانون هدفمندکردن یارانه‌ها , دویست میلیارد تومان , 5 , فتح لانه جاسوسی , تسخیر لانه جاسوسی , آقای موسوی خوئینی , این اقدام دانشجویان , اشغال لانه جاسوسی , دانشجویان مسلمان پیرو , مقام معظم رهبری , حزب جمهوری , خاتمی، پروژه «اعتدال , خون می‏خواهد» کلید , می‏خواهد» کلید بخورد , تجمع اعتراضی کوچک , محمد خاتمی، پروژه , حاشیه دولت اعتدال , روزهای اخیر جریان , اخیر , هاي نظامي ايران , نظامي ايران , هاي نظامي , سلاح هاي , هاي تندرو , خليج فارس , توانايي هاي , قايق هاي , نظامي , آمريكايي , گزارش , آمريكا , توانند , نگراني , معمولاً , ا , اين اقدام , تلاش برای , نماینده وقت , این جلسه , آيا اين , گفته ايد , مردم همسایه , نمک نشناسی , وشركت كنندگان , مردم شریف , بانيان اين , نظرات كارشناسي , همای سعاد , بشری برای تشدید , برای تشدید تحریم‌های , تشدید تحریم‌های غیرهسته‌ای , حقوق بشری برای , مسئله حقوق بشری , لباس پیامبر نمی‌کرد , اکنون رئیس جمهور , رئیس
زمان: 2018-05-16 14:30:02

قیام امام حسین(ع) بر اساس قرآن/ آیاتى که سیدالشهدا(ع) در مسیر کربلا به آن‌ها استناد کردند

خبرگزاری فارس: قیام امام حسین(ع) بر اساس قرآن/ آیاتى که سیدالشهدا(ع) در مسیر کربلا به آن‌ها استناد کردند

امام حسین(ع) در مسیر کربلا به آیات مختلفی استناد کردند که در این گزارش قیام و حرکت سیدالشهدا(ع) بر اساس قرآن کریم را می‌خوانیم.

خبرگزاری فارس- گروه فعالیت‌های قرآنی: حجت‌الاسلام محسن قرائتی مفسر قرآن کریم در کتاب «قرآن و امام حسین(ع)» به فعالیت‌های امام حسین(ع) اشاره و در مقدمه آن به بیان اهمیت قرآنی کردن سخنرانی‌های محرم پرداخته است.

در بخش «حرکت امام حسین بر اساس قرآن» این کتاب آیاتى که امام حسین‏(ع) در مسیر کربلا به آن استناد فرمودند، آمده است که در ادامه می‌خوانیم؛

 آیه اول: همین که نماینده یزید در مدینه (مروان) تصمیم گرفت که از امام حسین علیه السلام براى یزید بیعت بگیرد، امام فرمود: «ویلک یا مروان فانّک رجس» واى برتو، تو پلید هستى و ما خانواده‌اى هستیم که خداوند در شأن ما فرموده است: «انّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرّجس اهل ‏البیت و یطهّرکم تطهیرا»(احزاب/ 33) همانا خداوند مى‏‌خواهد که از شما اهل‏‌بیت هر پلیدى (احتمالى، شک و شبه‌ه‏اى) را بزداید و شما را چنانکه باید و شاید پاکیزه بدارد.

آیه دوم: امام حسین‏(ع) در پایان وصیت‏نامه‌‏اى که قبل از حرکت به کربلا نوشتند، به این آیه استناد کردند: «و ما توفیقى الا باللّه علیه توکّلت و الیه اُنیب»(هود/ 88) توفیق من جز به (اراده) خداوند نیست که بر او توکل کرده‌‏ام و به او روى آورده‌‏ام.

 آیه سوم: همین که براى فرار از بیعت با یزید، از مدینه به سوى مکه خارج شدند (28 رجب)، این آیه را تلاوت فرمودند: «فخرج منها خائفا یترقّب قال ربّ نجّنى من القوم الظالمین»(قصص/ 21) آنگاه که (موسى) از آنجا ترسان و نگران بیرون شد و گفت: پروردگارا! مرا از قوم ستمکار نجات بده.

آیه چهارم: شیخ مفیدقدس سره مى‏‌گوید: همین که امام حسین‏(ع) به سوى مدینه رهسپار شد، گروه‏‌هایى از جن و فرشته براى یارى آن حضرت حاضر شدند، اما امام این آیات را تلاوت فرمودند: «اینما تکونوا یدرککم الموت و لو کنتم فى بروج مشیّدة»(نساء/ 87) هرجا که باشید و لو در برج هاى استوار سر به فک کشیده، مرگ شما را فرا مى ‏گیرد. همچنین آیه‏ «لَبرَز الّذین کتب علیهم القتل الى مضاجعهم»(آل‌عمران/ 154) کسانى که کشته شدند، در سرنوشتشان نوشته شده بود (با پاى خویش) به قتلگاه خود رهسپار مى‏‌شدند.

 آیه پنجم: همین که امام حسین(ع) شب جمعه سوم شعبان (قبل از حرکت به کربلا) وارد مکه شدند، این آیه را تلاوت فرمودند: «و لمّا توجّه تلقاء مَدیَن قال عسى‏ ربّى اَن یهدینى سواء السبیل»(قصص/ 22) و چون رو به سوى مدین نهاد، گفت: باشد که پروردگارم مرا به راه راست راهنمایى کند.

 آیه ششم: در مکه همین که با ابن عباس گفتگو مى‏‌کردند درباره‏ بنى‏‌امیّه این آیات را تلاوت فرمودند: «إِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا کُسَالَى یُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا یَذْکُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِیلًا»(نساء/ 142) منافقان با خدا نیرنگ مى کنند و حال آنکه او با آنان نیرنگ خواهد کرد و چون به نماز ایستند با کسالت برخیزند با مردم ریا مى کنند و خدا را جز اندکى یاد نمى کنند. همچنین آیه‏ «مُذَبْذَبِینَ بَیْنَ ذَلِکَ لَا إِلَى هَؤُلَاءِ وَلَا إِلَى هَؤُلَاءِ وَمَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِیلًا»(نساء/ 143) در این میان (بین کفر و ایمان) سرگشته‏‌اند، نه جزو آنان (مؤمنان) و نه جزو اینان (نامؤمنان) و هر کس که خداوند در گمراهى واگذاردش، هرگز براى او بیرون شدنى نخواهى یافت. و فرمودند: «کلّ نفس ذائقة الموت و انّما توفّون اُجورکم»(آل‌عمران/ 185) هر جاندارى چشنده (طعم) مرگ است و بى‏‌شک در روز قیامت پاداش‌هایتان را به تمامى خواهند داد.

آیه هفتم: در آستانه عید قربان که امام حسین(ع) از مکه به سوى کربلا حرکت کردند، نماینده یزید در مکه راه را بر حضرت بست، درگیرى با تازیانه رخ داد، به امام حسین(ع) گفت: مى‌‏ترسم شما میان مردم شکاف بیفکنى!! حضرت این آیه را تلاوت فرمودند: «لى عملى و لکم عملکم انتم بریئون مما اعمل و انا برى‏ء مما تعملون»(یونس/ 41) عمل من از آن من و عمل شما از آن شما، شما از آنچه من مى‏کنم برى و برکنارید و من از آنچه شما مى‏کنید برى و برکنارم.

آیه هشتم: همین که در مسیر کربلا خبر شهادت مسلم را شنیدند فرمودند: «انّا للّه و انّا الیه راجعون»(بقره/ 156) کسانى که چون مصیبتى به آنان رسد، گویند: ما از خداییم و به خدا باز مى‌‏گردیم.

آیه نهم: در نزدیکى کربلا همین که حُر به امام گفت: چرا آمده‏‌اى؟ فرمود: نامه‏‌هاى دعوت شما مرا به اینجا آورد، ولى حالا پشیمان شده‌‏اید و این آیه را تلاوت فرمود: «فمَن نَکَث فانّما یَنکُث على نفسه»(فتح/ 10) پس هرکس که پیمان شکند، همانا به زیان خویش پیمان شکسته است.

آیه دهم: در مسیر کربلا همین که خبر شهادت نامه‏‌رسان خود «قیس‏بن مسهّر صیداوى» را شنید گریه کردند و این آیه را تلاوت فرمودند: «فمنهم مَن قَضى‏ نَحبَه و منهم مَن یَنتَظر و ما بَدّلوا تَبدیلا»(احزاب/23) از ایشان کسى هست که بر عهد خویش (تا پایان حیات) به سربرده است و کسى هست که (شهادت را) انتظار مى‏‌کشد و هیچ گونه تغییر و تبدیلى در کار نیاورده‏‌اند.

آیه یازدهم: همین که فرماندار کوفه (ابن زیاد) نامه رسمى براى حُر فرستاد که راه را بر حسین‏علیه السلام ببندد و او نامه را به امام عرضه داشت، امام این آیه را تلاوت فرمودند: «و جعلناهم ائمّة یدعون الى النار...»(قصص/ 41) و آنان را پیشوایانى خواندیم که به سوى آتش دوزخ دعوت مى‏‌کنند و روز قیامت یارى نمى‏‌یابند.

آیه دوازدهم: امام حسین‏(ع) در کربلا درباره لشکر یزید براى دخترش سکینه این آیه را تلاوت فرمود: «اِستَحوَذ علیهم الشیطان فاَنساهم ذکر اللّه»(مجادله/19) شیطان بر آنان دست یافت، سپس یاد خدا را از خاطر آنان برد.

آیه سیزدهم: در روز عاشورا براى لشکر یزید این آیه را تلاوت فرمودند: «فاجمعوا اَمرکم و شُرکائکم ثمّ لایکن امرکم علیکم غُمّة ثمّ اقضوا الىّ و لاتنظرون»(یونس/ 71) شما با شریکانى که قائلید، کارتان را هماهنگ و عزمتان را جزم کنید، سپس در کارتان پرده‏پوشى نکنید، آنگاه کار مرا یکسره کنید و مهلتم ندهید. و نیز آیه «انّ ولىّ اللّه الذى نزل الکتاب و هو یتولّى الصالحین»(اعراف/ 196) سرور من خداوند است که (این) کتاب آسمانى را فرو فرستاده است و او دوستدار شایستگان است. و نیز آیه‏ «و انّى عذت بربّى و ربّکم ان ترجمون»(دخان/ 20) و من از شرّ اینکه سنگسارم کنید، به خود و پروردگار شما پناه مى‏برم. و همچنین آیه‏ «انّى عذتُ بربّى و ربّکم من کلّ متکبّر لایؤمن بیوم الحساب»(غافر/27) من به پروردگار خود و پروردگار شما از (شرّ) هر متکبرى که به روز حساب ایمان ندارد، پناه مى‏‌برم.

برچسب ها: جمهوری اسلامی ایران , رئیس‌جمهور محترم کشورمان , آقای دکتر روحانی , سازمان ملل , جمهوری اسلامی , ملل متحد , اسلامی ایران , دبیرکل سازمان , مردم ایران , محت , جمهوری اسلامی ایران , رئیس‌جمهور محترم کشورمان , آقای دکتر روحانی , سازمان ملل , جمهوری اسلامی , ملل متحد , اسلامی ایران , دبیرکل سازمان , مردم ایران , محت , هزار میلیارد تومان , پرداخت یارانه نقدی , برای پرداخت یارانه , محل اصلاح قیمت , هزار میلیارد ریال , قانون هدفمندکردن یارانه‌ها , دویست میلیارد تومان , 5 , فتح لانه جاسوسی , تسخیر لانه جاسوسی , آقای موسوی خوئینی , این اقدام دانشجویان , اشغال لانه جاسوسی , دانشجویان مسلمان پیرو , مقام معظم رهبری , حزب جمهوری , خاتمی، پروژه «اعتدال , خون می‏خواهد» کلید , می‏خواهد» کلید بخورد , تجمع اعتراضی کوچک , محمد خاتمی، پروژه , حاشیه دولت اعتدال , روزهای اخیر جریان , اخیر , هاي نظامي ايران , نظامي ايران , هاي نظامي , سلاح هاي , هاي تندرو , خليج فارس , توانايي هاي , قايق هاي , نظامي , آمريكايي , گزارش , آمريكا , توانند , نگراني , معمولاً , ا , اين اقدام , تلاش برای , نماینده وقت , این جلسه , آيا اين , گفته ايد , مردم همسایه , نمک نشناسی , وشركت كنندگان , مردم شریف , بانيان اين , نظرات كارشناسي , همای سعاد , بشری برای تشدید , برای تشدید تحریم‌های , تشدید تحریم‌های غیرهسته‌ای , حقوق بشری برای , مسئله حقوق بشری , لباس پیامبر نمی‌کرد , اکنون رئیس جمهور , رئیس , این آیه , تلاوت فرمودند , امام حسین , امام حسین‏ , مسیر کربلا , کربلا همین , خبر شهادت , پروردگار شما , لشکر یزید , روز قیامت , تلاوت فرمود , کسى هست , امام این , قرآ
زمان: 2018-05-16 14:30:03

... وگنجشک‌ها جدی جدی می‌میرند!(یادداشت روز)

1- می‌گویند ناصرالدین‌شاه در یکی از روزها که به قصد شکار از شهر بیرون رفته بود با مشاهده گله آهوان درپی آنها اسب تاخته و از همراهان و ملازمان رکاب دور افتاده بود. شامگاهان خسته و کوفته به کاروانسرایی رسید و مصلحت آن دید که شب را به استراحت بگذراند تا ملازمان رکاب او را یافته و همراه آنان به پایتخت بازگردد. دروازه کاروانسرا بسته بود. ناصرالدین شاه دق‌الباب کرد و کاروانسرادار از پشت در پرسید کیست؟ ناصرالدین شاه به روال شاهان در پاسخ گفت؛ ما، سلطان‌بن‌سلطان، خاقان بن خاقان، شاه‌شاهان، سایه خدا بر سر ایران، قبله عالم، سلطان صاحبقران، اعلیحضرت شاهنشاه ایران هستیم! کاروانسرادار که حسابی گیج شده بود از پشت در به فریاد گفت؛ ان‌شاءالله خدای سبب‌ساز و بنده‌نواز در این شب سرد برایتان سرپناهی فراهم آورد، اینجا یک کاروانسرای کوچک است و برای اینهمه آدم جا نداریم!
2- بزرگنمایی فراتر از «گزافه» و «اغراق» درباره برجام که این روزها فضای تمامی نشست و برخاست‌ها و مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های رئیس‌جمهور محترم و برخی دیگر از دولتمردان را به خود اختصاص داده است، در حالی است که دولت محترم هنوز به این سؤال ساده و دم‌دستی - و البته بسیار ضروری - نه فقط پاسخ روشنی نداده، بلکه اساسا هیچ پاسخی نداده است که در مقابل امتیازات نقد فراوانی که به حریف تقدیم کرده‌ایم، غیر از چند «وعده نسیه» که آنهم یکی پس از دیگری نقض شده و پوچ از کار درمی‌آید، چه دستاورد دیگری داشته‌ایم؟! تا آنجا که وقتی گفته می‌شود «به افتخار برجام دست بزنید»!  دقیقا نمی‌دانیم باید به کجای آن دست بزنیم؟ و برای کدام دستاورد، هورا بکشیم؟!
می‌گویند و اصرار دارند همه بپذیرند که «برجام فتح‌الفتوح بوده است»! «برجام بزرگترین دستاورد تاریخی ملت ایران است»، «برجام به معجزه شبیه است»! «برجام یعنی تسلیم قدرتهای بزرگ جهان در مقابل ایران»! «اهمیت برجام از فتح خرمشهر هم بیشتر است»، «برجام سایه شوم جنگ را از سر مردم ایران برداشته است»! «برجام نه فقط بزرگترین پیروزی در تاریخ انقلاب بلکه بزرگترین پیروزی در تاریخ ایران است»!  «برجام نقطه آغاز شکوفایی اقتصادی است»!  برجام اشتغال‌زا، رونق‌دهنده تولید، جذب‌کننده سرمایه‌های خارجی، کارآفرین و...
کاش دولت محترم به جای اینهمه تعریف و تمجید از برجام و آنهمه بزرگنمایی درباره دستاوردهای آن فقط در چند جمله - تاکید می‌شود فقط در چند جمله - برای مردم توضیح می‌داد که زیر این تابلوهای رنگارنگ و چشمک‌زن کدام دستاورد قابل اشاره‌ای برای معیشت مردم، اقتصاد کشور و عزت و اقتدار ایران اسلامی جای دارد؟ آیا این، انتظار بی‌جایی است و یا توقع زیادی است؟!...
اما سخن در این نوشته، فراتر از برجام است، بخوانید!
3- دولت محترم هوشمندتر از آن است که نداند بسیاری از قوطی‌های پُر رنگ و لعاب ارائه شده درباره برجام، «پُر از خالی» است و اگرچه برجام به طور کامل بی‌دستاورد نیست ولی تقریبا  هیچیک از وعده‌های نسیه حریف تاکنون تحقق نیافته و در چشم‌انداز پیش روی نیز نه فقط نشانه‌ای از تحقق آن دیده نمی‌شود بلکه هر از چند گاه به جای تحقق دستاوردهایی که وعده داده شده است، بر فهرست «از دست‌‌داده‌ها» افزوده می‌شود!  که به عنوان مثال - و فقط به عنوان مثال - برخلاف آنچه در برجام وعده داده بودند، «سوئیفت» هنوز برقرار نشده و هیچ تبادل‌ تجاری قابل انجام نیست. در اولین روز اجرای برجام با افتخار اعلام شد که بیش از 1000 «ال‌سی» گشایش یافته است ولی آن روز «یکشنبه» بود و تمامی بانک‌های اروپایی در تعطیلات آخر هفته بودند و معلوم شد که ادعای یاد شده فقط یک «بلوف» بوده است و دولت محترم بعدها اعلام کرد که قرار بود 1000 ال‌سی‌گشایش یابد!
اعلام شده بود قرارداد خرید 118 فروند هواپیمای «ایرباس» با فرانسه منعقد شده است - که صرفنظر از  پرسش‌های فراوان درباره آن - چند روز بعد شرکت ایرباس رسما اعلام کرد، بدون اجازه آمریکا حاضر به فروش این هواپیماها نیست! آقای رئیس‌جمهور قول داده بود که با اجرای برجام بخش قابل توجهی از مشکل اشتغال حل می‌شود و جوانان ایران صاحب شغل خواهند شد ولی به جای آن در سفر فرانسه با شرکت در حال ورشکستگی پژو سیتروئن قرارداد بسته شد تا اقتصاد فرانسه با آنهمه جنایت و کینه‌توزی که علیه ایران اسلامی و مردم کشورمان مرتکب شده بود، از مرگ نجات یابد و برای جوانان فرانسوی شغل ایجاد شود و هنگامی که صدای اعتراض مجلس بلند شده و خواستار توضیح دولت درباره مفاد این قرارداد و چرایی آن شدند، آقایان اعلام کردند که این قرارداد «محرمانه» است! - دقیقا برخلاف نص صریح اصول 77 و 125 قانون اساسی - همین قید محرمانه بودن و مغایرت آن با اصول یاد شده قانون اساسی درباره قراردادهای نفتی نیز اعلام شده و...
اکنون جای این سوال است که دولت محترم از کدام «فتح‌الفتوح»! و یا «بزرگترین دستاورد تاریخ ایران»! و معجزه قرن! و... سخن می‌گوید و اگر آنچه در برجام از دست داده‌ایم و یا در حال از دست دادن آن هستیم، با اندک دستاورد حاصل از آن قابل مقایسه است و خود دولت نیز به فتح‌الفتوح بودن برجام اعتقاد دارد- که بعید است! - چرا دستکم به چند نمونه از دستاوردهای ملموس و عینی مورد ادعا اشاره نمی‌کند؟!
4- حالا به موضوع اصل یادداشت پیش روی بازمی‌گردیم و آن، این که دولت محترم از بزرگنمایی‌های اغراق‌آمیز درباره برجام و دستاوردهای نداشته - و یا اندک داشته- آن چه منظوری دارد؟ و کدام نقطه را نشانه رفته است؟ در این باره گفتنی است که؛
الف: بی‌تردید «نقطه مطلوب» این ماجرا در آینده‌ای بسیار نزدیک تعریف شده است. چرا که می‌دانند اغراق‌گویی درباره برجام نمی‌تواند دوام چندانی داشته باشد و افکار عمومی در فاصله‌ای نه چندان دور متوجه توخالی بودن تعریف و تمجیدهای گزاف خواهند شد.
ب: این نقطه مطلوب در کدام آینده نزدیک تعریف شده و در آینده نزدیک چه اتفاق و رخداد مهمی در پیش است؟ این سؤال، پاسخ روشن و خالی از ابهامی دارد؛ «انتخابات»
5- رئیس جمهور محترم پنهان نمی‌کند که خواستار مجلسی با حضور نمایندگان همسو با دولت است و به عنوان نمونه، ایشان در همایش استانداران به صراحت گفته بود «خواهان مجلس اعتدالی» است و البته هنوز تعریف مشخصی از اعتدال ارائه نداده‌اند و این واژه‌ را به معنای همراهی با دولت به کار برده و می‌برند! و موارد دیگری از همین دست که فهرست آن طولانی است.
اکنون می‌توان به وضوح نتیجه گرفت که تعریف و تمجیدهای غیرواقعی درباره برجام، کاربرد انتخاباتی دارد و مجموعه دولت اعتدال و مدعیان اصلاحات که متاسفانه و با عرض پوزش طی 3 سال گذشته دستاورد قابل ارائه چندانی نداشته‌اند و انبوهی از وعده‌های داده شده و تحقق نیافته در کارنامه خود دارند با بزرگنمایی درباره برجام؛
 الف: انتظار دارند بر ناکامی‌های خود در تحقق وعده‌ها سرپوش گذاشته و افکار عمومی را از مطالبه این وعده‌ها بازدارند!
ب: بر این تصورند که با معرفی برجام به عنوان «فتح‌الفتوح»! و معجزه قرن! و... چنته خالی از دستاورد خود را نه فقط «پُر»  بلکه حاوی «بزرگترین دستاورد تاریخ ایران»!  جلوه دهند و شاید بر این باورند که ارائه «این دستاورد بادکنکی»! می‌تواند آراء مردم را به حساب نامزدهای هوادار دولت فاکتور کند!
ج: ادعای «الگو بودن برجام»! و آمادگی برای «برجام 2»! در همین بستر قابل ارزیابی است و آقایان به یقین می‌دانند که اینگونه ادعاها، فقط می‌تواند کاربرد انتخاباتی داشته باشد و مردم، با بصیرت‌تر از آنند که یک معاهده با هزینه‌های سنگین را به عنوان «الگو» برای حل و فصل سایر مشکلات برگزینند! و این پرسش را نادیده بگیرند که مگر «برجام یک» چه دستاورد قابل ارائه‌ای داشته است که سخن از «برجام 2» نیز در میان باشد؟!
6- و اکنون سخنی با دولت محترم در میان است و آن، این که؛  چرا از بیان «واقعیت برجام» و توضیح درباره دستاوردهای ادعایی آن خودداری می‌کنید؟ به یقین گرد و غبار ناشی از بزرگنمایی‌های اغراق‌آمیز خیلی زود فرو می‌نشیند و واقعیت‌ها آنگونه که هست، در میدان دید همگان قرار می‌گیرد، کما این که مردم علی‌رغم آنهمه بزرگنمایی دولت محترم درباره برجام، واکنش مثبتی نشان ندادند و آن تعریف و تمجیدها را با واقعیات محسوس و ملموس از جمله چرخ معیشت خود همخوان ندیدند. از این روی به آسانی می‌توان نتیجه گرفت اینگونه اغراق‌ها نه فقط اغراق‌کنندگان را به مقصود نمی‌رساند بلکه می‌تواند به جایگاه دولت در نگاه مردم، آسیب‌های جدی نیز برساند و به قول یکی از شعرای کشورمان در اقتباس از شعر معروف «اریش فرید»  شاعر اتریشی؛ «بچه‌ها شوخی‌ شوخی به گنجشک‌ها سنگ می‌زنند و گنجشک‌ها جدی جدی می‌میرند»!
حسین شریعتمداری
برچسب ها: جمهوری اسلامی ایران , رئیس‌جمهور محترم کشورمان , آقای دکتر روحانی , سازمان ملل , جمهوری اسلامی , ملل متحد , اسلامی ایران , دبیرکل سازمان , مردم ایران , محت , جمهوری اسلامی ایران , رئیس‌جمهور محترم کشورمان , آقای دکتر روحانی , سازمان ملل , جمهوری اسلامی , ملل متحد , اسلامی ایران , دبیرکل سازمان , مردم ایران , محت , هزار میلیارد تومان , پرداخت یارانه نقدی , برای پرداخت یارانه , محل اصلاح قیمت , هزار میلیارد ریال , قانون هدفمندکردن یارانه‌ها , دویست میلیارد تومان , 5 , فتح لانه جاسوسی , تسخیر لانه جاسوسی , آقای موسوی خوئینی , این اقدام دانشجویان , اشغال لانه جاسوسی , دانشجویان مسلمان پیرو , مقام معظم رهبری , حزب جمهوری , خاتمی، پروژه «اعتدال , خون می‏خواهد» کلید , می‏خواهد» کلید بخورد , تجمع اعتراضی کوچک , محمد خاتمی، پروژه , حاشیه دولت اعتدال , روزهای اخیر جریان , اخیر , هاي نظامي ايران , نظامي ايران , هاي نظامي , سلاح هاي , هاي تندرو , خليج فارس , توانايي هاي , قايق هاي , نظامي , آمريكايي , گزارش , آمريكا , توانند , نگراني , معمولاً , ا , اين اقدام , تلاش برای , نماینده وقت , این جلسه , آيا اين , گفته ايد , مردم همسایه , نمک نشناسی , وشركت كنندگان , مردم شریف , بانيان اين , نظرات كارشناسي , همای سعاد , بشری برای تشدید , برای تشدید تحریم‌های , تشدید تحریم‌های غیرهسته‌ای , حقوق بشری برای , مسئله حقوق بشری , لباس پیامبر نمی‌کرد , اکنون رئیس جمهور , رئیس , این آیه , تلاوت فرمودند , امام حسین , امام حسین‏ , مسیر کربلا , کربلا همین , خبر شهادت , پروردگار شما , لشکر یزید , روز قیامت , تلاوت فرمود , کسى هست , امام این , قرآ , دستاورد تاریخ ایران» , «بزرگترین دستاورد تاریخ , دولت محترم , است» «برجام , درباره برجام , درباره برجام، , دستاورد قابل , معجزه قرن , است چرا , تاریخ ایران»
زمان: 2018-05-16 14:30:04

صالحی می‌گفت بروید دعا کنید توافق به هم بخورد/ تا ۱۰ سال حق ساختن سانتریفیوژ نداریم

صالحی می‌گفت بروید دعا کنید توافق به هم بخورد/ تا ۱۰ سال حق ساختن سانتریفیوژ نداریم/ ۸۰ درصد سانتریفیوژها نابود می‌شوند/ «برجام» محدودیت‌های وحشتناکی در تحقیق و توسعه دارد

دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی با اشاره به محدودیت اعمال‌شده درباره تعداد سانتریفیوژهای ایران در برجام گفت: ۵۰ درصد سانتریفیوژها در زمان برچیده شدن و ۳۰ درصد در زمان جابجایی نابود می‌شوند.

خبرگزاری فارس: صالحی می‌گفت بروید دعا کنید توافق به هم بخورد/ تا ۱۰ سال حق ساختن سانتریفیوژ نداریم/ ۸۰ درصد سانتریفیوژها نابود می‌شوند/ «برجام» محدودیت‌های وحشتناکی در تحقیق و توسعه دارد
 

به گزارش خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس، علیرضا زاکانی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی صبح امروز در جمع تعدادی از اساتید دانشگاه در مرکز فناوری پژوهشگاه شاخص پژوه با اشاره به مولفه‌های قدرت در جمهوری اسلامی،‌ جایگاه مردم در این مولفه‌ها را مورد تاکید قرار داد و گفت: انقلاب اسلامی قابلیت‌های مردم را به نمایش گذاشت و همین مردم و دیگر مردم ملتزم به جمهوری اسلامی در منطقه عمق استراتژیک ما هستند.

وی گفت: این قابلیتی که در منطقه مشاهده می‌کنیم از فکر و اندیشه‌ای است که به کشوری مثل لبنان رفته و در آنجا جوانه زده و یک ملت بزدل را که می‌گفتند تنها به ما غذا بدهید تا نمیریم و هر کاری می‌خواهید با ما بکنید به یک ملت سرآمد تبدیل می‌کند.

زاکانی با اشاره به محل‌های نزاع جمهوری اسلامی ایران و غرب گفت: ما ده‌ها محل نزاع با غرب داریم که یکی از آنها موضوع هسته‌ای است و به عنوان مثال در حوزه جریان بیداری اسلامی که محل نزاع ما با غرب است هر کسی که عمق استراتژیک بیشتر و حرف بهتر داشته باشد می‌تواند حرف آخر را بزند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: برای همین است که می‌بینید همه دنیای غرب و حاکمان منطقه جمع شده‌اند و با ایران در موضوع سوریه مچ انداختند ولی حریف ما نشدند.

وی ادامه داد: آمریکا به عنوان یک ابرقدرت اعلام کرد که در فلان روز سوریه را خواهد زد اما این کار را انجام نداد و پس از آن سیدحسن نصرالله، 4 عامل از جمله بیانات رهبر انقلاب و صحبت‌های فرمانده سپاه و اقدامات سرلشگر سلیمانی را دلیل این عدم حمله عنوان کرد.

زاکانی چالش هسته‌ای ایران و غرب را مدنظر قرار داد و اظهار داشت: در موضوع هسته‌ای به عنوان یکی از ابعادی که ملت ما توانسته شکوفایی را بر پایه دانش بومی خود ایجاد کند با این حرف طرف مقابل مواجه می‌شویم که شما نباید این تکنولوژی را داشته باشید؛ در حالی که ما می‌گوییم بر طبق NPT شما باید به ما این تکنولوژی را می‌دادید.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی افزود: اصل دعوا این است که آنها می‌گویند کشوری که 35 سال نباید می‌بوده و در مقایسه با کشور دیگری مانند مصر که همزمان با آن کار را شروع کرده، هم‌اکنون در جایگاه بالایی قرار دارد و ما از نظر غرب در این مسیری که هستیم نباید می‌بودیم و حالا با این مسئله مواجهند که ما یک حق را مبتنی بر دانش خود کسب کردیم.

وی تصریح کرد: یکی از ابعادی که غرب در نقشه راه خود دنبال می‌کند این است که ایران را از یک حوزه فعال به موضع انفعال بکشاند و می‌خواهند در مقوله علم در کشور انسداد ایجاد کرده و مانع از رشد علمی کشور شوند چون می‌دانند اگر رشد علمی ایران ادامه پیدا کند این کشور به یک قدرت منطقه‌ای و در آینده‌ای دورتر جهان تبدیل می‌شود.

زاکانی با اشاره به متن برجام و بیان اینکه این متن دارای ابعاد مختلف اقتصادی و سیاسی است گفت: در بعد اقتصادی آن چیزی که ما دنبال کردیم و به آن رسیدیم این است که تحریم‌ها برداشته نخواهد شد و به عنوان مثال سوئیفت که در سال 91 اروپا آن را بست و به ما ضربه زد 8 سال دیگر برداشته می‌شود و در بخش دیگر بحث عادی شدن معاملات دلاری ایران 8 سال دیگر صورت می‌گیرد و در تحریم‌ها ما را همانطور نگه داشتند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی موضوع فناوری دفاعی ایران پس از برجام را مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: در حوزه دفاعی و در برجام برای ما آسیب‌پذیری ایجاد کردند و در حوزه علم و فناوری نیز محدودیت‌های وحشتناکی ایجاد کرده و تلاش کردند کلاه بزرگی را بر سر ما بگذارند.

وی ادامه داد: راکتور آب سنگین برای کشورهایی است که توانایی غنی‌سازی ندارند و با استفاده از راکتور قدرت که نیازی به اورانیوم غنی‌شده ندارد و می‌تواند اورانیوم خام در آن استفاده کرد از آن بهره‌برداری می‌کنند.

زاکانی با بیان اینکه در حوزه تحقیق و توسعه محدودیت‌های وحشتناکی را در برجام شاهد هستیم گفت: ما تا 10 سال حق ساختن سانتریفیوژ را نداریم.

نماینده مردم تهران تعهد ایران در جمع کردن آبشارهای سانتریفیوژ را مدنظر قرار داد و تصریح کرد: آقای صالحی می‌گفت که ما در زمان خاموش کردن سانتریفیوژها با 50 درصد خرابی مواجه می‌شویم و حدودا 50 درصد در زمان خاموش کردن از بین می‌رود و اگر خیلی خوب در زمان جابه جایی عمل کنیم 30 درصد نیز در زمان جا به جایی از بین خواهد رفت؛ یعنی در مجموع 80 درصد سانتریفیوژهای جمع شده از بین می‌رود.

وی ادامه داد: ما تا 8 سال حق نداریم درجات بالاتر سانتریفیوژ را داشته باشیم و بعد از 8 سال به ما اجازه می‌دهند 30 زنجیره بسازیم و بعد از آن سالی 200 عدد می‌توانیم بسازیم و در مجموع آنچه در حوزه علم و فناوری به ما دادند به اندازه یک راکتور 30 مگاواتی اراک است.

زاکانی محدودیت‌های اعمال شده در زمینه خرید مواد با قابلیت مصرف دوگانه را یادآور شد و ادامه داد: در این حوزه برای ما محدودیت گذاشتند که باید این گونه مواد از کانالی خاص خریداری شود و فروشنده و مواد مورد معامله و همه چیز باید برای آنها معلوم باشد؛ درواقع گلوگاهی گذاشتند که هیچ کس جرات نکند در حوزه «هایتک» به ما کمک کند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه در حوزه تحقیق و توسعه برای ما مانع تراشی کرده و پاشنه آشیل درست کردند گفت: آقای صالحی در مجلس به ما می‌گفت بروید دعا کنید که این توافق به هم بخورد.

وی با انتقاد از عدم بیان حرف راست در زمینه توافق به مردم از سوی برخی افراد اظهار داشت: ما در حوزه برجام آسیب‌های جدی خواهیم خورد که اگر به آن توجه نکنیم با رکود علمی مواجه می‌شویم.

زاکانی یکی از آفت‌های کشور را مواجهه نگاه سیاسی با منافع ملی خواند و افزود: مثلا کسی حس کرده ممکن است از سوی طرف مقابل یک پیروزی به دست بیاید و وقتی این را می‌بیند چوب لای چرخ آن فرد می‌گذارد؛ همین نگاه را متاسفانه برخی امروز دارند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با تاکید براینکه منافع کشور ما بالاتر از چپ و راست است افزود: معتقدم در حوزه علم و دانش آنچه مصلحت کشور ما در این حوزه است در توافق مورد مصلحت‌سنجی‌های لازم صورت نگرفته است.

وی تصریح کرد: من هیچ کس را متهم به خیانت نکرده و از این حرف‌های سخیف نمی‌زنم ولی معتقدم زور تیم مذاکره‌کننده به آنها نرسیده است و ما باید کمک کنیم که بروند زورشان را بیشتر کرده و سطح توافق را بالاتر ببرند.

زاکانی با اشاره به برخی مسائل از سوی مسئولان سازمان انرژی اتمی درباره توافق هسته‌ای گفت: متاسفانه برخی صحبت‌های آقای صالحی علمی نیست و ایشان حرف نادرست می‌زند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: به عنوان مثال فرق فردو با نطنز این است که فردو 40 متر زیر زمین بوده و روی آن هم 90 متر کوه آتشفشانی قرار دارد و ‌آمریکا هیچ سلاحی ندارد که بخواهد آن را مورد هدف قرار دهد اما همین آقای صالحی در سال 89 فردو را جمع کرد و به یک مرکز تحقیقاتی تبدیل نمود.

وی ادامه داد: کجای جهان به یک مرکز در 130 متری زیر زمین می‌روند و آنجا کار تحقیقاتی می‌کنند؛ وقتی به آقای صالحی می‌گوییم در این باره جوابی نداشته و می‌گوید می‌خواهیم در آنجا یک مرکز تحقیقاتی پیشرفته درست کنیم.

زاکانی با انتقاد از برخی اقدامات جناحی صورت گرفته در زمینه فناوری‌ هسته‌ای گفت: کسی که 3.5 درصد را برای ما ایجاد کرد الان در آب و فاضلاب کار می‌کند و او را از صنعت هسته‌ای بیرون کردند؛ درواقع کسانی که در سال 84 در زمینه هسته‌ای مدال گرفتند هیچ دخلی به پیشرفت‌های هسته‌ای ما نداشتند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه کم کم برخی حقایق باز خواهد شد ادامه داد: مهرماه سال 92 آقای صالحی در فردو گفت باید این مرکز جمع شده و به یک محیط علمی تبدیل شود.

وی ادامه داد: آقای صالحی حساب می‌کند که غنی‌سازی برای ما سه برابر قیمت در می‌آید ولی ما می‌گوییم که اگر غنی‌سازی را نداشته باشیم به ما اورانیوم غنی‌شده نخواهند فروخت اما ایشان قبول نمی‌کند؛ حرف ما این است که ما در یک جنگ تمام عیار هستیم و آنها چنین چیز با ارزشی را به ما نمی‌دهند. و ساختن چنین چرخه‌ای هم قیمت را کاهش می‌دهد هم می‌توانیم از آنها بخریم.

زاکانی در بخش دیگری از اظهارات خود در پاسخ به سوالی در زمینه مبارزه با فساد تصریح کرد: یکی از دلایل مشکلات کشور نگاه سیاسی به موضوع اقتصاد است و این اشتباه را آقای احمدی‌نژاد انجام داد و آقای روحانی نیز همان راه را دنبال می‌کند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی توزیع پول در جامعه را یکی از اقدامات اشتباه دولت احمدی‌نژاد خواند و اظهار داشت: ما در مجلس گفتیم که 29 هزار میلیارد تومان از محل صرفه‌جویی یارانه‌ها به دست می‌آید و شما نصف آن را بین مردم براساس اولویت تقسیم کنید ولی آقای احمدی‌نژاد 29 هزار میلیارد تومان را برد و 12 هزار میلیارد تومان نیز از بانک قرض گرفت و یارانه داد و یک ریال از این یارانه به تولید و صنعت نرسید.

وی ادامه داد: این دولت نیز عین همان دولت قبل کارها را انجام می‌دهد و آنها در برخی موارد که به آنها تذکر می‌دهیم علنا به ما می‌گویند انجام این کار برای ما هزینه سیاسی دارد.

زاکانی افزود: آقای روحانی می‌‌گوید ما به حساب مردم سرک نمی‌کشیم ولی معاون یک وزیر در کمیسیون می‌گوید که این حرف یک شعار است و ما اگر سرک نکشیم نمی‌توانیم زندگی کنیم.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: این دولت دردسر جدیدی را نیز با عنوان اصلاح نظام سلامت ایجاد کرده؛‌ این مسئله برای من به عنوان یک پزشک خوشحال‌کننده است اما برای جامعه یک مسکن مقطعی است.

وی ادامه داد: وقتی با مسئولین سازمان برنامه و بودجه صحبت می‌کنیم آنها وحشت کردند و می‌گویند همان بلایی که یارانه‌ها بر سر کشور آورد دوباره دارد ایجاد می‌شود و دیگر منابعی برای این کار ندارند و یکی از وزیران همین دولت به من گفت که این یک فاجعه بزرگ است.

زاکانی با تاکید براینکه مشکل کشور با این نگاه‌های سیاست‌زده حل نمی‌شود اظهار داشت: احمدی‌نژاد با شعار عدالت و مبارزه با فساد آمد ولی وقتی در جایگاه قدرت قرار گرفت برای خود حریم قائل شد و خط قرمز تعیین کرد.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه مبارزه با فساد چپ و راست نمی‌شناسد تصریح کرد: معمولا کسی سراغ وزیر اطلاعات نمی‌رود ولی وقتی آقای یونسی وزیر اطلاعات بود و معاون وی خطا کرد من به سراغش رفتم و همان موقع وی را برای اولین بار به صحن آوردیم.

وی ادامه داد: یکی از مدیران آقای یونسی پیش من آمد تا من را تطمیع کند ولی نتوانست کاری از پیش ببرد و صبح روز بعد رسما آمدند و من را تهدید کردند و گفتند از خودت چیزی نداری اما از دوستانت مسائلی در اختیارمان است که من آنها را از دفتر بیرون کردم و گفتم که دوستانم در بهشت زهرا خوابیده‌اند و با عنایت همان‌ها پدرتان را در می‌آورم.

زاکانی ادامه داد: البته از جناح دیگر نیز شاهد مثال‌هایی وجود دارد؛ وقتی می‌خواستیم گزارش عملکرد مرتضوی را در مجلس هفتم بخوانیم همین شیخ قدرت علیخانی که از جناح چپ هم هست آبستراکسیون کرد تا گزارش خوانده نشود.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به موضوع کرسنت ادامه داد: مسئله کرسنت در زمان وزارت همین وزیر نفت فعلی رخ داده است که یک فاجعه ملی است.

وی اضافه کرد: هم‌اکنون شرکت ترکیه‌ای 2.8 میلیارد دلار از ما درخواست غرامت کرده و دوباره برای گرفتن غرامت نامه زده است و ما در این قضیه محکوم شدیم؛ از وزیر فرهنگ در مجلس سوال کردیم که چرا اجازه نمی‌دهید در مورد کرسنت حرف بزنیم و ایشان پاسخ داد چون ما 14 میلیارد دلار ضرر کرده‌ایم؛ البته یک رقم حدودی از سوی وزیر فرهنگ ذکر شد و ضرر ما از بین 14 میلیارد دلار تا 30 میلیارد دلار پیش‌بینی می‌شود.

زاکانی ادامه داد: یکی از علل مخالفت من با وزیر نفت این بود که ما می‌گفتیم اگر منصوب شوی ما در این قضیه محکوم می‌شویم زیرا معاون شما این قرارداد را امضا کرده است.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به نطق 10 دقیقه‌ای خود در مخالفت با وزارت زنگنه تصریح کرد: وزیر تنها حرفی که زد این بود که من حاکمیت سرزمینی را لغو نکردم. من به جایگاه هیات رئیسه رفتم و گفتم سند این موضوع را دارم و آقای زنگنه دروغ می‌گوید ولی آقای لاریجانی برخلاف قانون اجازه صحبت کردن نداد و گفت اگر تو حرف بزنی مجلس به هم می‌ریزد.

وی با اشاره به روند تصویب متن برجام در داخل کشور گفت: دولت اصرار داشت برجام تصویب شود ولی رهبر انقلاب فرمودند هم مجلس باید این توافق را بررسی کند و هم اهل علم باید آن را مورد موشکافی قرار دهند؛ رهبری نیز هنوز هیچ موضع مشخصی درباره توافق نگرفتند و البته موضوع حمایت از تیم مذاکره‌کننده همواره بوده، هست و خواهد بود.

زاکانی ادامه داد: شورای عالی امنیت ملی و مجلس در حال بررسی برجام هستند زیرا هنوز برخی ابعاد آن مشخص نیست و باید حقوق‌دانان بین‌المللی بنشینند و تعهدات ما و طرف مقابل را با دقت بررسی کنند تا مشخص شود کدام بخش نافی استقلال و امنیت ملی ما هست و کدام بخش نیست.

برچسب ها: جمهوری اسلامی ایران , رئیس‌جمهور محترم کشورمان , آقای دکتر روحانی , سازمان ملل , جمهوری اسلامی , ملل متحد , اسلامی ایران , دبیرکل سازمان , مردم ایران , محت , جمهوری اسلامی ایران , رئیس‌جمهور محترم کشورمان , آقای دکتر روحانی , سازمان ملل , جمهوری اسلامی , ملل متحد , اسلامی ایران , دبیرکل سازمان , مردم ایران , محت , هزار میلیارد تومان , پرداخت یارانه نقدی , برای پرداخت یارانه , محل اصلاح قیمت , هزار میلیارد ریال , قانون هدفمندکردن یارانه‌ها , دویست میلیارد تومان , 5 , فتح لانه جاسوسی , تسخیر لانه جاسوسی , آقای موسوی خوئینی , این اقدام دانشجویان , اشغال لانه جاسوسی , دانشجویان مسلمان پیرو , مقام معظم رهبری , حزب جمهوری , خاتمی، پروژه «اعتدال , خون می‏خواهد» کلید , می‏خواهد» کلید بخورد , تجمع اعتراضی کوچک , محمد خاتمی، پروژه , حاشیه دولت اعتدال , روزهای اخیر جریان , اخیر , هاي نظامي ايران , نظامي ايران , هاي نظامي , سلاح هاي , هاي تندرو , خليج فارس , توانايي هاي , قايق هاي , نظامي , آمريكايي , گزارش , آمريكا , توانند , نگراني , معمولاً , ا , اين اقدام , تلاش برای , نماینده وقت , این جلسه , آيا اين , گفته ايد , مردم همسایه , نمک نشناسی , وشركت كنندگان , مردم شریف , بانيان اين , نظرات كارشناسي , همای سعاد , بشری برای تشدید , برای تشدید تحریم‌های , تشدید تحریم‌های غیرهسته‌ای , حقوق بشری برای , مسئله حقوق بشری , لباس پیامبر نمی‌کرد , اکنون رئیس جمهور , رئیس , این آیه , تلاوت فرمودند , امام حسین , امام حسین‏ , مسیر کربلا , کربلا همین , خبر شهادت , پروردگار شما , لشکر یزید , روز قیامت , تلاوت فرمود , کسى هست , امام این , قرآ , دستاورد تاریخ ایران» , «بزرگترین دستاورد تاریخ , دولت محترم , است» «برجام , درباره برجام , درباره برجام، , دستاورد قابل , معجزه قرن , است چرا , تاریخ ایران» , نماینده مردم تهران , مجلس شورای اسلامی , هزار میلیارد تومان , این قضیه محکوم , شورای اسلامی ادامه , زمان خاموش کردن , ادامه داد , نماینده مردم , مردم تهران
زمان: 2018-05-16 14:30:05